علائم ظهور (5)


نشانه های ظهور به حتمی و غیر حتمی تقسیم میشوند که این مساله خود دارای کارکرد میباشد که نتیجه ی آن اُمیدزا بودن و شناسایی حضرت میباشد. اگر همه ی نشانه های ظهور حتمی بودند دیگر کارکرد امیدبخش بودن خود را از دست میدادند و همچنین اهمیت خود را از دست میداد و این دیدگاه در منتظرین ایجاد میشد که تا همه نشانه ها رخ ندهد، ظهور اتفاق نمی افتد و این باعث ایجاد نا امیدی در قلب آنها میشد.

همچنین اگر همه نشانه ها غیر حتمی بودند ممکن بود هیچ کدام اتفاق نیفتد و مردم در فتنه ها دچار انحراف و شَک شوند و حتی حضرت مهدی(عج) و مسیر اصلی ظهور را نشناسند.

به همین خاطر نشانه ها به دو گروه حتمی و غیر حتمی تقسیم شده است که نشان از حکمت خدا و تدبیر اهل بیت دارد که هر کدام از این نشانه ها بسته به شروطی رخ میدهند همانگونه که امام باقر (ع) فرمودند: برخی از امور مشروط هستند و برخی حتمی و تغییر ناپذیر، و سفیانی از علائم حتمی است که بی تردید رخ خواهد داد.


الغیبة نعمانی، ب18، ح6


فایل عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • سه شنبه ۲۱ شهریور ۹۶

منجی در ادیان (5)


منجی خواهی در کلام اشعیا


اشعیا 700 سال قبل از میلاد مسیح می زیسته و بیش از سایر پیامبران به ظهور موعود پرداخته است. در کلام او، عالی ترین مصداق برای نجات بنی اسرائیل شخصی به نام « عمانوئیل » بود.(عمانوئیل یعنی خدا با ماست)

قبل از اشعیا مفهوم ماشیَح و منجی اصلا نگاه جهانی نداشت، اما بعد از او « اندیشه ی ماشیَح » به قوت خود باقی ماند و کارکرد ماشیح تبدیل به یک کارکرد جهانی شد.

انبیای پس از او هم وعده آینده ای بهتر و ظهور ماشیح و حکومت فنا ناپذیر دینی را سر میدادند تا اینکه نور نبوت به دانیال (ع) رسید...


اشعیا، باب7، آیه14


فایل عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • سه شنبه ۲۱ شهریور ۹۶

حکایات و تشرفات (5)

 

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند...

 

شخصی بنام " اودی " میگوید: قبل از سال 300 ه.ق در مکه مشغول طواف خانه خدا بودم. در دور هفتم، دیدم عده ای از حاجیان گِرد جوانی زیبا و با شُکوه حلقه زده اند.نزدیکتر رفتم. سخنانش را شنیدم. چه زیبا سخن میگفت... خواستم جلو بروم که سیل جمعیت مرا کنار میزد.

از یکی پرسیدم او کیست؟ گفت فرزند رسول خدا که هر سال، برای گفتگو با خواص شیعیان ظاهر میشود. خود را به هر زحمتی به او رساندم. گفتم آقاجان هدایتم کنید و ایشان مُشتی سنگ ریزه به من داد و برگشتم. شخصی پرسید چه گرفتی؟ گفتم مشتی سنگ ریزه اما وقتی دستم را گشودم دیدم شمش طلاست...

دوباره با عجله نزدشان رفتم. تا مرا دیدند فرمودند: آیا برایت اتمام حجت شد؟ حقیقت را دیدی؟ نابینائیت رفع شد؟ مرا شناختی؟ گفتم نه به خدا قسم. فرمود: من مهدی هستم. من قائم زمان هستم که زمین را پس از آنکه پر از ظلم شود، پر از عدل و داد میکنم...

 

بحارالانوار ج52 ص1؛ غیبة طوسی ص 253

 

فایل عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • سه شنبه ۲۱ شهریور ۹۶

حکایات و تشرفات (4)

 

اللهم عجّل لولیک الفرج

 

تشرفی پر از معنا با اشک...

 

حاج محمدعلی فشندی تهرانی میگوید: در مسجد جمکران قم، اعمال را به جا آوردم و با همسرم می آمدم دیدم آقایی نورانی داخل صحن شده و قصد دارند به طرف مسجد بروند. گفتم: این سید در این هوای گرم تابستان از راه رسیده و تشنه است. ظرف آبی به دستش دادم تا بنوشد.

پس از آنکه ظرف را پس داد گفتم: آقا شما دعا کنید و فرج امام زمان را از خدا بخواهید تا امر فرجش نزدیک گردد. آن آقا فرمود: " شیعیان ما به اندازه ی آب خوردنی ما را نمیخواهند؛ اگر بخواهند دعا میکنند و فرج ما میرسد ". این را فرمود و تا نگاه کردم ایشان را ندیدم، فهمیدم امام زمان را زیارت کردم و ایشان امر به دعا نموده اند.

 

شیفتگان حضرت مهدی، ج1، ص155

 

شخصیت هایی مانند آیت الله بهجت، آیت الله شهید دستغیب و... از صحت گفتار و کردار، سلامت نفس و پاکی ضمیر آقای فشندی سخن گفته و دلدادگی او را به امام عصر گواهی داده اند.

 

فایل عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • سه شنبه ۲۱ شهریور ۹۶

حکایات و تشرفات (3)

 

ماجرای ساعتی که طلا شد...

 

شیخ بزرگ، آقا عبدالصمد زنجانی گفت: یک وقت هشتاد تومان -تقریباً- بدهکار شدم و از ادای آن عاجز بودم و مشغول بعضی ختم ها و ریاضت های شرعی و توسلات شدم تا اینکه شبی امام زمان را در خواب دیدم و ایشان فرمودند: " ساعتت را به من نشان بده ". ساعتم را بدست ایشان دادم. ساعت را گرفتند و دوباره برگرداندند.

از خواب بیدار شدم و ناراحت از اینکه امام فقط به ساعتم نظر کردند و از بی قابلیتی ام ناراحت بودم که هیچ فیضی از ایشان نبردم. صبح به مجلس یکی از رفقا رفتم و پس از مدتی، آمدم ببینم ساعت چند است که یکی از حضار گفت ساعت طلا را از کجا پیدا کردی؟ گفتم: چی؟ ساعتم برنجی است و از فلانی خریدم.

ساعت فروش را احضار کردیم و گفت: من ساعت برنجی فروختم و هیچ شکی در آن نیست و از فلانی خریدم. تعجب و تحیّرم  بیشتر شد، ناگاه یاد خواب شب قبل افتادم و برای حضّار تعریف کردم و همه فهمیدند این موضوع از اثرات کیمیایی دست امام زمان بوده که برنج زرد، طلا شده بود. یکی از اهل مجلس گفت بدهی شما چقدر است؟ گفتم 70 یا 80 تومن. گفت: من بدهی شما را ادا میکنم، شما هم این ساعت را به من هدیه کنید.

 

برکات حضرت ولیعصر 375

 

فایل عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • سه شنبه ۲۱ شهریور ۹۶

حکایات و تشرفات (2)

 

ایران، شیعه خانه ی امام زمان

 

پس از فشارهایی که در جنگ جهانی اول اوضاع کشورمان را بسیار متشنج کرده بود و دشمنان برای تصاحب ایران هجوم آورده بودند، مرحوم میرزای نائینی ( از علمای بزرگ شیعه ) شکایات زیادی به امام زمان کردند. آقای نائینی می گوید:

خیلی نالیدم و به امام زمان شکایت کردم، یک روز برایم مکاشفه ای شد و حضرت را دیدم که ایستاده اند و به من با انگشت اشاره کردند که دیوار بسیار بلندی که کج شده بود را ببینم. بعد دیدم انگشت حضرت به طرف دیوار است و فرمودند:

این دیوار، ایران است، کج میشود اما با انگشتمان نگهش داشته ایم نمیگذاریم خراب شود. اینجا « شیعه خانه ماست »، کج میشود اما نمیگذاریم خراب شود.

 

کتاب مجالس حضرت مهدی؛ ص261

 

فایل عکس نوشته در ادامه مطلب

  • سه شنبه ۲۱ شهریور ۹۶

حکایات و تشرفات (1)

 

فقط گناهکارن بخوانند!

 

سید بن طاووس میفرماید: سحرگاهی در سرداب مقدس سامرا بودم، ناگاه صدای ملایم امام زمان را شنیدم که برای شیعیان خود دعا میکردند و میفرمودند:

" خدایا شیعیان ما را از شعاع نور ما و باقیمانده گِلِ ما خلق کرده ای، آنها گناهان زیادی با اتکاء بر محبت و ولایت ما انجام داده اند؛ اگر گناهان آنها گناهی است که در ارتباط با توست از آنها بگذر که ما را راضی کرده ای و آنچه از گناهان آنها در ارتباط با خودشان هست خودت اصلاح کن... و آنها را از آتش جهنم نجات بده، و آنها را با دشمنان ما در خشم و غضب خود جمع نفرما.

 

کتاب برکات حضرت ولیعصر 399

 

کجایند گناهکارانی که به بهانه گناه و معصیت، از امام رئوفشان میترسند و ظهورش را به ضرر خود میدانند؟

 

فایل عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • سه شنبه ۲۱ شهریور ۹۶

امام مهدی (عج) در کلام علما و بزرگان (5)


بزرگتر از حد تصور...


من نمیتوانم اسم رهبر روی ایشان بگذارم، بزرگتر از این است! نمیتوانم بگویم شخص اول است، برای اینکه دومی در کار نیست! ما ایشان را نمیتوانیم با هر تعبیری تعبیر کنیم، إلاّ همین که «مهدی موعود» است؛ آنی است که خدا ذخیره کرده است برای بشر.


امام خمینی (ره)


صحیفه امام، ج12، ص482


فایل عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • سه شنبه ۲۱ شهریور ۹۶

امام زمان (عج) از منظر روایات (5)

 

مناجات مهدویِ امیر المومنین

 

کمیل می گوید: حضرت علی دستم را گرفت و به بیرون شهر کوفه برد، وقتی به صحرا و طبیعت صاف رسید، آهی عمیق و سرد و پر درد کشید و فرمود:

خداوندا، هیچ گاه زمین خالی نمی ماند از کسی که "به دلیل و حجت، دین خدا را برپا دارد" حال یا آشکار و مشهور، یا ترسان و پنهان، تا حجت ها و دلیل های روشن خدا باطل نشده و از بین نرود. اینان چه تعدادند و کجایند؟ به خدا سوگند که شمار آنان اندک ولی نزد خدا منزلت والا دارند و بسیار بزرگوارند که خدا به وسیله آنان حجت ها و نشانه های خود را حفظ میکند...

در دنیا با بدنهایی زندگی میکنند که روح هایشان به جهان بالا پیوند خورده، آنان جانشینان خدا در زمین و دعوت کنندگان به سوی دین خدا هستند.آه و افسوس! چه سخت شوق دیدارشان دارم، ای کمیل...

 

نهج البلاغه حکمت 139

 

فایل عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • دوشنبه ۲۰ شهریور ۹۶

امام مهدی (عج) در قرآن (5)


شباهت به حضرت ابراهیم


ترجمه آیه 68 سوره آل عمران:

نزدیکترین مردم به ابراهیم کسانی هستند که از او پیروی کنند و این پیغمبر و امتش که اهل ایمانند و خدا دوستدار و سرپرست مؤمنان است.


امام باقر (ع) در تفسیرش فرمودند : به خدا سوگند! گویی به او [ قائم ] می نگرم که با پشت، به حجر الاسود تکیه زده، و آنگاه خدا را به حق خودش سوگند میدهد و سپس میگوید: ای مردم! هر کس درباره خدا با من بحث کند، من سزاوارترین فرد به خدا هستم، و هر کس درباره حضرت آدم با من صحبت نماید، من سزاوارترین شخص به حضرت آدم هستم، هر کس درباره نوح با من احتجاج کند، من سزاوارترین مردم به نوح هستم، هر کس درباره ابراهیم با من احتجاج نماید، من سزاوارترین فرد به ابراهیم می باشم.


غیبت نعمانی، ص 182


فایل عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • دوشنبه ۲۰ شهریور ۹۶
امام صادق(ع) میفرمایند:
هر کس خوشحال می شود و دوست دارد که در شمار یاران حضرت مهدی(عج) باشد، باید سه ویژگی داشته باشد: منتظر بودن، با وَرَع بودن، اخلاق بزرگوارانه داشتن.
(ورع یعنی دوری از گناه، تقوا داشتن و دوری از مکروهات و شُبَهات)