{از عاشورا تا ظهور - شماره 11}

 

این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست...

 

وقتی حضرت ابراهیم از امتحان قربانی فرزند، سربلند بیرون آمد و خداوند قوچی را فرستاد تا در عَوَضِ اسماعیل ذبح کند، به خدا فرمود: «خدایا من در کجای این امتحان کوتاهی کردم که موفق نشدم فرزندم را قربانی کنم تا به اعظم مصیبت ها برسم؟» خداوند در جوابش فرمود: ابراهیم! آیا خود را بیشتر دوست داری یا پیامبر آخرالزمان را؟ ابراهیم گفت: «پیامبر آخرالزمان» خداوند فرمود: فرزند خود را بیشتر دوست داری یا فرزند پیغمبر آخرالزمان را؟ ابراهیم گفت: «فرزند پیامبر را که سیّدالشهداست از اسماعیل خودم بیشتر دوست دارم»

آنگاه خداوند فرمود: ابراهیم! نه تو ظرفِ اعظم مَصائبی و نه بزرگترین مصیبتها، ذبح اسماعیل است بلکه ظرفِ اعظم مَصائب، رسول اکرم است و اعظم مصائب، مصیبت سیدالشهدا!

آری! ملائکه هم با بَلای امام، در حال سُلوکند و چشم به راه... روز عاشورا هزاران مَلَک برای یاری امام به زمین هبوط کردند اما وقتی رسیدند که حسین بن علی بر زمین و خانواده اش در اسارت! از این رو غبارآلود و عزادار کنار مزار حضرت وقوف کردند تا بعد از ظهور در رکاب منتقم آن حضرت باشند...

 

فایل عکس نوشته در ادامه طلب 

 

11l

 

منبع : واحد مهدویت موسسه مصاف ایرانیان ( اینستاگرام فارسی mmahdaviat ؛ انگلیسی islam_pfr  ؛ عربی( mahdavimessages  ؛ ( تلگرام t.me/Mahdaviat  ) ؛ موسسه مصاف ( masaf.ir )