۴۳ مطلب با موضوع «از عاشورا تا ظهور» ثبت شده است

از اسرار زیارت ناحیه مقدسه

{از عاشورا تا ظهور - شماره 40}

 

از اسرار زیارت ناحیه مقدسه

 

... سلام ...

"سلام" نام خدا و زمزمه ی بهشتیان است. "سلام" کم کردن فاصله و نشانه ی نزدیکی قلب است؛ به همین خاطر در طلیعهٔ همه ی زیارات «سلام» آمده است.

اما تعداد سلام های وارد شده در این زیارت از غالبِ زیاراتِ دیگر بیشتر است! زیارتی با بیش از یکصد سلام:

سلام بر ملائکه/ سلام بر انبیاء؛ که نام ۲۳ تن از پیامبران آورده شده/ سلام بر امامان و اولیاء/ سلام بر فاطمه زهرا/ سلام بر روحِ زیارت؛ حضرت سیدالشهداء/ سلام بر فرزندان و برادران و اصحاب آن حضرت

سلام بر جنگاوران بیابان/ سلام بر اجسادی که برهنه در بیابان رها شدند/ سلام بر کسی که ملائکه بر او گریه کردند/ سلام بر بدن های به زنجیر کشیده شده و اسیر شده...

 

مهدیا! هرکه با ناحیه ی مقدسه ات آشناست دلی مضطر یافته و جگری سوخته... قربان دلِ آسمانی ات! قربان آسمانِ بارانی ات! سلام بر تو ای پُر از سلام...

 

عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • چهارشنبه ۲۰ شهریور ۹۸

وقتی قرآن، روضه خوانی می کند...

{از عاشورا تا ظهور - شماره 39}

 

وقتی قرآن، روضه خوانی می کند...

 

سعد بن عبدالله میگوید: با احمد بن إسحاق خدمت امام عسکری علیه السلام رسیدیم. سؤالاتی داشتم، امام فرمودند: از نورِ چشمم بپرس [و به حضرت مهدی اشاره نمودند]. پس از چند سؤال، پرسیدم: مُراد از تأویلِ «کهیعص» - که در قرآن آمده - چیست؟

حضرت مهدی علیه السلام فرمودند:

«کاف» اسمِ کربلا و

«هاء» اشاره به هلاکت،

«یاء» یزید است که بر حسین ظلم نمود،

«عین» عطش حسین و یاران عزیز اوست و

«صاد» اشاره به صبر آن حضرت است در مقابل مصائب...

[احتجاج، طبرسی، ج۲، ص۲۶۸]

 

عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • دوشنبه ۱۸ شهریور ۹۸

حضور امام زمان در دسته عزاداری

{از عاشورا تا ظهور - شماره 38}

 

حضور امام زمان در دسته عزاداری

 

روز عاشورا بود و موج عزاداران - از هر سو - به طرف کربلا در حرکت بود، علامه بَحرالعلوم به همراه گروهی از طلبه ها به استقبال عزاداران می رفتند..

به محلّه طُویریج رسیدند (که دسته ی سینه زنی و سبک سینه زنی شان مشهور است) وقتی سیدبحرالعلوم به آنها رسید ناگهان - با آن کهولتِ سن و موقعیت اجتماعی و علمی - لباس خود را به کناری گذاشت و در صفِ سینه زنان با شورِ وصف ناپذیری به سینه زدن پرداخت! پس از پایان مراسم، یکی از خواص از ایشان پرسید: چه شد که شما یکدفعه چنان دچار احساسات پاک و خالصانه شدید؟! علامه فرمود:

با رسیدن آن دسته ی عزاداران، ناگهان چشمم به محبوبِ دلها، امام عصر علیه السلام افتاد و دیدم آن بزرگوار با سر و پایِ برهنه و با چشمی پر از اشک، در میانِ جمعیتِ سینه زنان به سر و سینه می زند؛ به همین جهت، قرار از کف دادم و در برابِر ایشان آنگونه به سوگواری پرداختم.

[دیدار یار، علی کرمی، ج۲، ص۲۰۰]

 

عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • يكشنبه ۱۷ شهریور ۹۸

مراتب عزاداری | یار شدن

{از عاشورا تا ظهور - شماره 37}

 

مراتب عزاداری | یار شدن

 

مرتبه اول: دلِ عزادار از مصیبت وارده به سیّدالشهدا غمگین و ناراضی است، البته غمش را بروز نمی دهد! این کمترین درجه عزاداری است.

 

مرتبه دوم: عزادار، غم و نارضایتی خود را به شکل های گوناگون (گرفتگی چهره، بغض، لباس مشکی، تباکی، سینه زنی و گریه) بروز می دهد.

 

مرتبه سوم: عزادار، تنفّر و اعتراضش را نسبت به عاملین جنایات و مصیبتها بر سیدالشهدا، یاران و اهل بیتش، اظهار می کند. [البته آنچه موجب شده عزادار از مرحله دوم به مرحله سوم ترقّی کند، شناخت و معرفت است.]

 

مرتبه چهارم: سه مرحله ی قبل، بین مسلمانان و غیرمسلمانان «مشترک» بود. اما بعضی دارای صفای باطن و محبت شدید هستند، روحشان تشنه است و مرحله سوم هم سیراب و قانع شان نمی کند! آنها به دنبال حقیقتی بالاتر می گردند.

 

مرتبه پنجم: عملیات انتقام؛ مبارزه با دشمنان و یاریِ دین که این مرتبه را بیشتر، بیقرار ها و دلتنگ ها حاضری می زنند!

 

 مهم

«مصیبت عظیم» همان جنایات و ظلمهایی ست که منجر به شهادت امام و یارانش و اسارت اهل بیتش شد!

اما «مصیبت اعظم» محرومیت از موهبتی است که جامعه انسانی سالهاست به آن گرفتار است! و آن یعنی حاکمیتِ رهبران معصوم و متخصص الهی! که خودمان کنارشان زده بودیم!

نمی توان به امام زمان گفت که ما در «مصیبت عظیم» همراهِ تو، برای جدّ غریبت گریه می کنیم ولی در «مصیبت اعظم» از همراهی ات، برای انتقام و بازگرداندن خون خدا به پیکر جامعه معذور و معاف هستیم!

[گاهنامه منتظران منجی، ش۲، ص۳-۸]

 

عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • شنبه ۱۶ شهریور ۹۸

خاص ترین عزادار امام حسین

{از عاشورا تا ظهور - شماره 36}

 

خاص ترین . . .

 

به جرات میشه گفت بین عزاداران امام حسین علیه السلام در دوران ما، یه نفر هست که قصه اش با بقیه فرق میکنه!

اگه من و شما برای ظلمی که به امام حسین و اهل بیت شده غصه می خوریم، او دلی مضطر و جگری خون داره! اگه ما بر مصائب سیدالشهدا اشک می ریزیم، او خون گریه میکنه! اگه ما گاهی به یاد مبارزه با یزید و یزیدیانِ زمان می افتیم، او همیشه در خطِ مقدمِ این جهاد قرار داره... اگه بین ما و امام حسین پیوندی برقرار شده باشه، بین او و امام حسین عقد و گِره بوده! اگه ما دلمون به محبت امام حسین زینت گرفته، بین او و امام حسین فراتر از محبته؛ مَوَدّته، عشقه...

متوجه شدی از کی دارم میگم؟ چقدر او با جدّش اباعبدالله مأنوسه؛ و به فکر اوست؛ و به یاد اوست؛ و به انتقامِ از ظلم هایِ بر او، قیام خواهد کرد؛ و شعارِ قیامش "یالَثاراتُ الحُسین"ِ ه...

او، عاقبت خواهد آمد. حسین بن علی به عنوان اولین رجعت کننده بر می گرده و ان شالله ببینی این دو امام همدیگر را در آغوش گرفته و گونه هایشان پُر شده از مرواریدِ اشک بر گذر تاریخ...

 

عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • پنجشنبه ۱۴ شهریور ۹۸

بانوان منتظر بدانند...

{از عاشورا تا ظهور - شماره 35}

 

بانوان منتظر بدانند...

 

رباب: در کربلا حضور داشت. شاهد شهادت همسرش و فرزند شیرخوارش بود! بعد از پایان فاجعهٔ کربلا و اسارت، در مدینه ساکن شد. دستور داد سقف خانه اش را بردارند و زیر آفتاب روزگار می گذراند! رباب به این روش، یکی از اثرگذارترین افشاگری ها را علیهِ یزید و یزیدیانِ زمان، محقق نمود.

 

ام البنین: دارای چهار پسر (عباس علیه السلام، عبدالله، جعفر، عثمان) که تمامی پسرانش در رکاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند، اما وقتی خبر شهادت امام زمانش را شنید، ناله اش بلند شد و گفت: «رگ های دلم را پاره کردی...»

 

مادر وهب: پیرزنی مسیحی که چندی نمی گذشت از آشنائیش با امام زمانش، اما در روز عاشورا شجاعانه به پسرش گفت: «به جای شیری که به تو داده ام از تو می خواهم جانت را در طَبَق اخلاص بگذاری و با دشمنِ امام تا سر حدّ شهادت مبارزه کنی...»

 

همسر وهب: در آخرین لحظات به شوهرش گفت: «جان من و تو هزاران بار فدای حسین! فقط از تو تقاضایی دارم در حضور امام، و آن اینکه تا وقتی به تو ملحق نشده ام وارد بهشت نشوی...»

 

همسر زهیر: فرستاده ای از طرفِ امام به خیمه زهیر آمد، خیمه پر از سکوت شد، و هنوز هم سکوت... ناگهان از گوشه ای صدای شیرزنی بلند شد: «چرا جوابش را نمی دهی؟ چه می شود به حضور امام بِرَوی و سخنش را بشنوی؟!» زهیر قیام کرد و از یاران عاشورایی امام زمانش شد...

 

زینب: و تو ای بانو! کدام قلم می تواند تو را بنویسد؟! تو ای فراتر از اقیانوس...

 

بانوان منتظر بدانند؛ زمینه سازی برای حکومتِ جهانی، هزینه دارد...

[از فرات تا فرات، ج۲، ص۱۳۶-۱۴۲]

 

عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • چهارشنبه ۱۳ شهریور ۹۸

کربلا ؛ پلِ ظهور . . .

{از عاشورا تا ظهور - شماره 34}

 

کربلا ؛ پُلِ ظهور . . .

 

قیام امام حسین در حصار زمان و مکان نمی گنجد! اگر حمایت از حسین بن علی، به حضور در «جبههٔ نظامی کربلا» بود، حمایت از حجة بن الحسن، به حضور در «جبههٔ نرمِ فکریِ فرهنگی» است.

یاران عاشورائی از زخمِ شمشیرها و نیزه ها نهراسیدند تا آنجا که حتی به روی شهادت لبخند زدند. منتظران نیز برای تحقق زمینه های ظهور، باید در برابر زخم ها و نیش هایی که بر دل و جانشان می نشیند، مقاوم باشند؛ گویی از آن استقبال می کنند...

آری؛ عاشورائیان همان منتظرانند، پس شایسته است "درس های عاشورا" مشقِ امروزِ منتظران باشد!

 

عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • سه شنبه ۱۲ شهریور ۹۸

مکه؛ حماسهٔ جاودانهٔ حسینی؛ انقلابِ جهانیِ مهدوی

{از عاشورا تا ظهور - شماره 33}

 

مکه؛ حماسهٔ جاودانهٔ حسینی؛ انقلابِ جهانیِ مهدوی

 

امام حسین(ع) نهضت خود را از مکه آغاز نمود؛ یعنی پس از خروج از مدینه، به مکه آمده - و در کنار بیت اللّه الحرام - از قیام خود به مردم خبر داده، آن گاه به سمت کوفه حرکت کردند.

امام مهدی(عج) نیز از مکه حرکت خواهد نمود؛ جهانیان را به بیعتِ با خود فرا خوانده، پس از مدتی به سمت کوفه رفته و آنجا را مقرّ حکومت قرار می دهد. در این باره امام باقر(ع) فرمودند: «حضرت مهدی، و سیصد و سیزده نفر از یارانش، از مکه بر خواهند خواست و ده ها نفر با او بیعت خواهند کرد.»

[بحار الانوار، ج۵۲، ص۲۲۵]

 

عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • دوشنبه ۱۱ شهریور ۹۸

عزاداران و دعا برای ظهور

{از عاشورا تا ظهور - شماره 32}

 

عزاداران و دعا برای ظهور

 

خواسته ها و دعاها از درد بلند می شوند؛ به عبارتی دیگر، پشتِ هر فریادی «درد» ی ست! دعای از سَرِ سیری به چه دردی می خورد؟! دعای حقیقی آن است که دردمندانه و با تمنّا باشد؛ بهتر بگویم: « دعا، خواندن نیست؛ خواستن است! »

حالا اگر امام زمان به تو بگوید دعا کنی، در واقع چه مقصودی دارد؟ فقط دعا؟!

او خود، دعا (ی حقیقی) می کند برای عزادارانی که دغدغهٔ ظهور دارند! در کتاب شریف مِکیالُ المَکارم نقل شده حضرت مهدی علیه السلام فرمود: «همانا، من برای فردِ مؤمنی که مصیبتِ جد شهیدم را به یاد آورد و سپس تعجیل در فرج و تایید من را از خدا بخواهد، دعا خواهم کرد.»

[مکیال المکارم، ج۲، ص۴۶]

 

عکس نوشته مهدوی در ادامه مطلب 

  • يكشنبه ۱۰ شهریور ۹۸

روشنگریِ امام حسین و امام مهدی

{از عاشورا تا ظهور - شماره 31}

 

روشنگریِ امام حسین و امام مهدی

 

حسین(ع) بارها سخن گفت؛ کلامش نور بود، بعضی در راه قرار گرفتند و عده ای در تاریکی خویش ماندند! کربلایی شده بود... برای رسیدن به سعادت یا شقاوت از هم سبقت می گرفتند! بعضی «سعادت» را بردند و عده ای «شقاوت» را...

و اما امروز؛ سالها می گذرد، "حسینِ زمان" خواهد آمد و مانند جدش لب به سخن خواهد گشود تا حجت را تمام کرده و راه را بر چاه بشناساند؛ نقل شده: «مهدی در برابر یهود، نصاری، صابئین، مادی گرایان و کافران در شرق و غربِ کرهٔ زمین قیام می کند و اسلام را به آنان پیشنهاد می دهد...»

چقدر صدایش شبیه صدای حسین است! دوباره اهلِ نور از اهلِ نار جُدا شده اند! سعادت یا شقاوت در مِقیاسی کلی تر و گسترده تر به صحنه آمده اند! گوی و میدان آماده شده است، آیا تو آماده ای؟

(تفسیر عیاشی، ج۱، ص۱۸۳ ؛ اثبات الهداة، ج۳، ص۵۴۹)

 

عکس نوشته مهدوی در ادامه مطلب 

  • شنبه ۹ شهریور ۹۸
امام صادق(ع) میفرمایند:
هر کس خوشحال می شود و دوست دارد که در شمار یاران حضرت مهدی(عج) باشد، باید سه ویژگی داشته باشد: منتظر بودن، با وَرَع بودن، اخلاق بزرگوارانه داشتن.
(ورع یعنی دوری از گناه، تقوا داشتن و دوری از مکروهات و شُبَهات)
پیوندها