۲۲ مطلب با موضوع «دلایل عقلی امامت و مهدویت» ثبت شده است

وجود امامت، اتمام حجت الهی (بخش 1)

{دلایل عقلی امامت و مهدویت - شماره 20}

وجود امامت، اتمام حجت الهی (بخش۱)

یکی دیگر از ادله ‌ی عقلی ضرورت وجود امام را بصورت اجمال بیان می ‌نماییم: هدایت الهی در دو بُعد تکوینی و تشریعی انجام می‌ پذیرد. در نوع هدایت تکوینی، اختیار، جایگاهی نداشته و آفرینش به گونه‌ای است که ناگزیر باید تن در داد و عُدول از آن امکان ‌پذیر نیست، مثل رشد و نمو، جوانی و پیری، که هیچ کس نمی‌تواند تقاضای همیشه جوان ماندن را بکند. نعمت هدایت تکوینی موجودات را قرآن نیز تأیید فرموده است:

{قالَ رَبُّنَا الَّذی أعْطی کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی}. (یعنی: پروردگار ما کسی است که هر چیز را آفرید و آن را به سوی غایت وجودیَش هدایت نموده است).

اما در هدایت تشریعی و رسیدن به کمالات معنوی و سیر و سلوک الهی، خداوند به انسان قدرت انتخاب داده است، تا به هر طریق ممکن خود در ارتقاء و کمال نفسانی خویش سهیم باشد. در هدایت تشریعی، خواست، جدیت، پشتکار، اطاعت محض و تقوای الهی فوق العاده تأثیر گذار هستند و انسان خود مُخیّر است، در مسیر سعادت و یا راه مخوف ضلالت گام بردارد؛

البته خداوند متعال، پیامبران و کتاب‌های آسمانی فرستاده و راه را از بیراهه نشان داده است. این انسان که در نوع هدایت تشریعی به او اختیار داده شده است، می‌تواند در مسیر خیر و نیکی، حرکت نموده، به تکامل معنوی و اوج کمال برسد و بالعکس. {إِنّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إِمّا شاکِراً وَإِمّا کَفُوراً} با مطالعه‌ی دقیق در معارف اصیل اسلامی به ویژه قرآن مجید، در می یابیم که یکی از دلایل و اهداف بعثت پیامبران، اتمام حجت از طرف خداوند متعال است. (ادامه دارد...)

فایل عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • يكشنبه ۲۷ خرداد ۹۷

(1-10) Rational reasons for Imamate and Mahdism

{Rational reasons for Imamate and Mahdism - No.1-10}

{1}

Imamate (leadership) has to be understood…

Since “understanding the generalities” is the realm of wisdom and “Understanding the details” is the realm of the five sense, normally the intellectual reason can’t be used to prove detailed matters. For example intellect just know two plus two is four and everything happens for a reason.

In Mahdism scope, intellect suggests "it is not only good, but essential to comprehend some issues like introduction, appointment and the existence of a divine guide for humans" but "recognition and verification of the Imam to actual persons" is not something wisdom can do solely, we have to refer to the Quran, the tradition of Prophet Muhammad (PBUH) and miracles of the claimant of Imamate.

In other words, intellectual and logical reflection is a mean to explain that existence of an Imam is essential in every time, but verification of that fact to Imam Mahdi (PBUH) is something else.

( Selected from the book “Adele e aqli e Imamat wa Mahdaviat” (Rational reasons for Imamate and Mahdism); Rahim Latifi)

 

Read the rest 

  • چهارشنبه ۹ خرداد ۹۷

ندای عقل و فطرت بر ضرورت وجود امامت

{دلایل عقلی امامت و مهدویت - شماره 19}

 

ندای عقل و فطرت بر ضرورت وجود امامت

 

رسیدن به کمال و پیمودن مسیر الی الله و خدا خواهی به صورت فطری و ذاتی در وجود انسان به ودیعه گذاشته شده است. عقل حکم می‌کند که پیمودن این راه بدون راهنمایی برگزیده و کامل امکان ندارد. به همین دلیل پیامبر اسلام هرگاه میخواست چند روز برای جنگ یا حج از مدینه خارج شود، برای اداره مردم کسی را به جای خود می‌گماشت.

هرگز نمی‌توان باور کرد، پیامبر که به تعبیر قرآن نسبت به امت دلسوز و مهربان است مردم را رها کرده و نسبت به امامت و جانشینی پس از خودش بی تفاوت بوده و امت را در مسئله مهم و اساسی رهبری بلاتکلیف گذاشته باشد.

عقل و فطرت سالم انسانی حکم می کند پیامبری که تمامی اصول و فروع، حتی مستحبات و مکروهات را بیان داشته و از جزئی‌ترین مسائل مادی و معنوی امت غفلت نداشته است از مسئله مهم رهبری و امامت جامعه بعد از خودش بی‌توجه نباشد. بنابراین اقتضای عقل و فطرت آن است که پیامبر نیز موضوع امامت و رهبری پس از خویش را با صراحت و دقیق بیان نموده باشند.

 

عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • سه شنبه ۴ ارديبهشت ۹۷

وجود امامت حافظ دیانت

{دلایل عقلی امامت و مهدویت - شماره 18}

 

وجود امامت حافظ دیانت

 

اسلام دین جهان شمولی است که جاودانگی آن سعادت بشر را برای همیشه به ارمغان می‌آورد. همه مکلفان نیز از آغاز رسالت تا قیام قیامت موظفند به آن عمل نمایند. به اتفاق جمیع فرقه‌های اسلامی چنین دینی نیاز به حافظ و نگهبان دارد، به گونه‌ای که نسل‌های بعدی بتوانند بدون کمترین تغییر و تحریفی به جمیع اصول و فروع شرع دست یابند. اگر شرع به صورت تمام و کمال از کانال مطمئنی به مکلفین نرسد، تکلیف به غیر معلوم و یا دین ناقص لازم می‌آید. اکنون پرسش آن است که حافظ دین و شرع چه کسی می‌تواند باشد؟

اگر گفته شود قرآن، که هم خود نیازمند حافظ از تغییر و تحریف است و هم اینکه شرح و تفصیل شریعت به صورت کامل در آن نیامده است. اگر گفته شود سنت قطعی و اجماع حافظ باشد که باز هم تمام شرع و احکام اسلامی از جمله مسائل مستحدثه دینی در آن بیان نشده است. اخبار احاد و رأی و قیاس نیز اعتبار خود آنها مورد تردید و سؤال است.

بنابراین کسی می‌تواند از جمیع جهات حافظ شرع بوده تا عمل به آن برای آیندگان اطمینان بخش و سعادت آفرین باشد، که اوصافی همچون پیامبر داشته و از هر خطا و لغزش نیز مصون باشد، تنها مصداق و مورد باقی مانده با این شرایط امام معصوم است که مطلوب ماست.

 

فایل عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • يكشنبه ۶ اسفند ۹۶

مناظره هشام ابن حکم

{دلایل عقلی امامت و مهدویت - شماره 17}

 

مناظره هِشام ابن حِکَمْ

 

هشام از شاگردان امام صادق(ع) میگوید: روز جمعه‌ای وارد بصره شدم به مسجد رفتم. عمروبن عبید معتزلی نشسته بود و گروه زیادی اطرافش بودند و از او پرسش‌هایی می‌کردند، من هم در آخر جمعیت نشسته و پرسیدم: ای دانشمند من اهل این شهر نیستم، اجازه می‌دهی سؤالی مطرح کنم؟ گفت: هر چه می‌خواهی بپرس. گفتم: آیا چشم داری؟

گفت مگر نمی‌بینی؟ این چه سئوالی است؟! گفتم پرسش‌های من اینگونه است، گفت آری چشم دارم. گفتم با چشم چه می‌کنی؟ جواب داد دیدنی‌ها را می‌بینم و رنگ و نوع آنها را تشخیص می‌دهم. گفتم آیا زبان داری؟ گفت دارم، پرسیدم با آن چه می‌کنی؟ جواب داد طعم و مزه غذاها را با آن تشخیص می‌دهم. گفتم آیا شامه داری؟ گفت آری با آن بوها را استشمام کرده و بوی خوب و بد را تمیز می‌دهم. گفتم آیا گوش هم داری؟ جواب داد آری با آن صداها را می‌شنوم و از یکدیگر تمیز می‌دهم.

گفتم آیا غیر از اینها قلب «عقل» هم داری؟ گفت آری پرسیدم با آن چه می‌کنی؟ گفت اگر دیگر اعضا و جوارح من دچار شک و تردید شوند، قلبم شک آنها را برطرف می‌کند. (پس قلب و عقل راهنمای جوارح است) هشام می‌گوید او را تأیید کردم و گفتم آری خداوند متعال برای راهنمایی اعضاء و حواس قلب را آفریده است.

ای دانشمند! آیا صحیح است کسی بگوید خدایی که گوش و چشم دیگر اعضا و جوارح بدن انسان را بدون راهنما نگذاشته است، مسلمانان را پس از رحلت رسول اکرم بدون راهنما و پیشوا گذاشته تا گرفتار شک و تردید و اختلاف باشند؟ آیا هیچ عقل سالمی این مطلب را قبول می‌کند؟

 

(کافی، ج‏۱، ص ۱۶۹)

 

Read the rest 

  • چهارشنبه ۱۳ دی ۹۶

مبانی نقلی؛ مبانی عقلی (2)

{دلایل عقلی امامت و مهدویت - شماره 16}

 

مبانیِ نقلی؛ مبانیِ عقلی (قسمت۲)

 

بنا بر آنچه در قسمت قبل گفته شد، این دلیل و ادله فراوان دیگر از روایات، امام و حجت الهی باید همیشه وجود داشته باشد. نمی توان زمانی را تصور کرد که خالی از حجت الهی باشد. پس نمی توان زمان ما را خالی از وجود حجت الهی دانست. بنابراین، امام زمان در زمان ما وجود دارد و زنده است.

امام صادق(ع) فرمودند: «ما امامان، امان اهل زمین هستیم؛ چنان که ستاره‏ها امان اهل آسمان اند. ماییم که خدا به وسیله ما آسمان را نگاهداشته تا بر زمین نیفتد. جز با اجازه او و براى ما آن را نگهداشته تا بر اهلش موج نزند و براى ما باران ببارد و رحمت خویش نشر کند و زمین برکات خود را بیرون دهد. اگر امام در زمین نباشد، زمین اهل خود را فرو می برد. از روزى که خدا آدم را آفرید، خالى از حجت نیست که یا ظاهر و مشهور بوده است و یا غایب و مستور و تا قیامت هم خالى نمی ماند. او، حجت خدا است. اگر چنین نباشد، خدا را نمی پرستند.

سلیمان، راوى حدیث، می گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: چگونه مردم از امام غائب بهره ‏مند شوند؟ فرمود: چنان که با آفتاب پس ابر بهره ‏مند می شوند».

 

(فصلنامه انتظار ج ۱ ص ۶۶)

 

Read the rest 

  • سه شنبه ۷ آذر ۹۶

مبانی نقلی، مبانی عقلی (1)

{دلایل عقلی امامت و مهدویت - شماره 15}

 

مبانیِ نقلی؛ مبانیِ عقلی (قسمت۱)

 

مبانی کلامی مهدویت گاهی مبانی نقلی و گاهی مبانی عقلی است... امّا مبانی کلامی عقلانی: می دانید که عقل نمی تواند هیچ وقت فرد مشخصی را برساند. نمی توانیم روی فرد، برهان عقلی اقامه کنیم. یکی از مبانی برهان عقلی این است که نبوت و امامت، یک فیض معنوی است... مسلمانان هم می گویند که این فیض تا وجود پیغمبر اکرم(ص) باقی است. اهل سنت می گویند که این فیض معنوی که در لباس نبوت و امامت بود، با فوت پیغمبر قطع شد. پس ارتباط بشر با عالَم بالا قطع شد.

اما ما می پرسیم چرا خدا چنین فیضی را به گذشتگان داده، اما به ما و آیندگان نداده است؟ مگر ما از آن ها کمتر هستیم؟ شیعه امامیه این مشکل را حل کرده است و آن این که این ارتباط به صورت نبوت نیست که رسالت، تکالیف و دین جدیدی باشد؛ بلکه فیض الهی به واسطه انسان کاملی برقرار است و از طریق این انسان کامل به بشر می رسد. امروزه آن واسطه، حضرت حجّت (عج) است. این برهان را علامه طباطبایی برای پروفسور کربُن بیان داشته است.

 

فایل عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • يكشنبه ۷ آبان ۹۶

برهان مظهر جامع (2)

{دلایل عقلی امامت و مهدویت - شماره 14}

 

برهان مظهر جامع (قسمت۲)

 

ادامه شرح علامه حلی درباره کلام خواجه نصیر الدین طوسی جهت تبیین ضرورت های وجود امام:

 

...اگر چه انسان با نیروی عقل بسیاری از حقایق از اصول و فروع دین را درک می کند، ولی گاهی در اعماق وجودش وسوسه ها و تزلزل هایی وجود دارد که مانع از اعتماد بر آن و انجام آنها می گردد، اما هنگامی که این احکام عقلی با بیان پیشوای الاهی تقویت گردد، هر گونه تزلزل و شک و دو دلی زدوده خواهد شد و انسان با قوت قلب به سوی یافته های عقلی خود خواهد رفت.

۲- بسیاری از امور وجود دارد که عقل، حسن و قبح آن را درک نمی کند و باید دست به دامان پیشوایان الاهی گردد، تا بتواند خوبی و بدی آنها را دریابد.

 

فایل عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • سه شنبه ۲ آبان ۹۶

برهان مظهر جامع (1)

{دلایل عقلی امامت و مهدویت - شماره 13}

 

برهان مظهر جامع (قسمت ۱)

 

ذات خداوند در مسیر ظهور صفات قابل درک برای اجرای احکام که بین آن ها انسجام وجود دارد در نهایت به وجود و مدیریت خداوند باز می گردد و خداوند شامل تمام صفات و اسماء می باشد.

علامه حلی (ره) در توضیح کلام خواجه نصیرالدین طوسی به بعضی از این ضرورت های وجود امام اشاره کرده و می فرماید:

برای بروز و ظهور این اسماء و جلوه ای از تفصیل و شرح آن ها وجود پیامبر ضروری است تا شناخت عقلی بشر از طریق بیان پیغمبر تقویت شود لذا پیغمبر شرح دهنده و توضیح دهنده ی اسماء و صفات الهی است که در مقام امامت به اوج خود می رسد که تمام آن ها در زیارت جامعه کبیره اشاره شده است.

(با کمی تغییر و شرح)

 

فایل عکس نوشته این متن در ادامه مطلب 

  • پنجشنبه ۲۰ مهر ۹۶

دلیل استقرائی امامت و مهدویت

{دلایل عقلی امامت و مهدویت - شماره 12}

 

دلیل استقرائی

 

روش استقرائی بیانگر این امر است که از واقعیتهای جزئی و انفرادی می‌توان به واقعیتهای کلی دست یافت. مسیر حرکت در روش استقرائی از جزء به کل رسیدن است. به عبارت دیگر با مشاهده آنچه که برای جزء معین وجود دارد نتیجه بگیریم که برای همه کل (که جزء در آن قرار می‌گیرد) نیز وجود دارد.

یکی از دلائل اثبات لزوم و استمرار وجود امام، دلیل استقرائی است:

همه انبیا از حضرت آدم علیه السلام تا حضرت خاتم صلی الله علیه و آله، پس از خودشان اوصیاء و جانشینان منصوب و مخصوص داشته اند؛ پس چرا این شیوه در عصر پیامبر خاتم صلوات الله علیه، جاری نباشد؟!

 

(علی بن بابویه، الامامه والتبصره، باب الوصیّة من لدن ادم ع، ص۲۱و۲۳)

 

فایل عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • سه شنبه ۱۱ مهر ۹۶
امام صادق(ع) میفرمایند:
هر کس خوشحال می شود و دوست دارد که در شمار یاران حضرت مهدی(عج) باشد، باید سه ویژگی داشته باشد: منتظر بودن، با وَرَع بودن، اخلاق بزرگوارانه داشتن.
(ورع یعنی دوری از گناه، تقوا داشتن و دوری از مکروهات و شُبَهات)