۱۴۵ مطلب با موضوع «طرح های گرافیکی مهدوی» ثبت شده است

ما آمده ایم تا امام‌ زمانمان را برگردانیم...

24w

 

مهدی جان

 

ای کاش جهان پَرتُوِ نورت میشد

می آمدی و محوِ حضورت میشد

 

این لشگرِ اربعین ارباب حسین

ای کاش که لشگرِ ظهورت میشد

 

 

25w

 

آیت الله وحید خراسانی :

خوش به حال پیاده روها، امیدواریم همه در شب و روز اربعین، در آن مقامی که (وَ اِجابه الدعا تحت قبه) همه دست به آسمان بلند کنند بگویند:

اللهم اَرِنِی الطَّلعه الرَّشیده وَالغُرَّه الحَمیده

باید شما هم در هر نقطه ای هستید، شب و روز اربعین، فرج را از خدا بخواهید.

 

 

منبع : واحد مهدویت موسسه مصاف ایرانیان (در شبکه های اجتماعی Mahdiaran@)  ؛ موسسه مصاف masaf.ir

  • شنبه ۲۷ مهر ۹۸

صاحب عزای حسین

23w

 

باز هم محرمی دیگر آمد؛ با اشک ها و بغض های گاه و بی گاهش، با روضه های همیشه سوزناکش، و با آتش همیشه شعله ور در قلب ها؛ آتشی که تا شما نیایید و انتقام خون جدتان را نگیرید، خاموش نمی‌شود.

 

آقای من!

شنیده ایم که زخم های پیکر جدتان، آنقدر زیاد بود که شمرده نمی‌شد. اما عجیب است که فراموش کردیم که زخم های دل داغدار شما از زخم های پیکر اباعبدالله هم بیشتر شده و نفهمیدیم که دل زخم خورده، هزار بار بدتر از تن زخم خورده است.

یک عمر گفتیم امان از دل زینب؛ و فراموش کردیم که غصه دار دل زینب هم شمایید؛ زینب یکبار حسینِ در قتلگاه را به نظاره نشست و شما ۱۱۸۵ بار.

در روضه هایمان شما را صاحب عزا خواندیم؛ اما نفهمیدیم که صاحب عزای حسین بودن یعنی چه؟ صاحب عزای حسین بودن، یعنی هر ظهر عاشورا از ندای العطش کودکان حسین، بی تاب شدن؛ یعنی بارها و بارها پا به پای نازدانه های حسین زمین خوردن. هزار سال صاحب عزای حسین بودن، یعنی هزار بار با چشمی گریان و دستی بسته به تماشای صورت سیلی خورده زینب نشستن؛ یعنی هزار بار کنار پیکر اربا اربای علی اکبر جان دادن، یعنی هزاران بار صحنه دردناک بال و پر زدن یتیمان مجتبی در آغوش حسین غریب را تماشا کردن...

صاحب عزای حسین که باشی، باید هر ظهر عاشورا با کمری خمیده کنار نهر علقمه شاهد در هم شکستن عمود خیمه وجود حسین باشی و ببینی که چگونه حسین با کمری خمیده در پشت خیام برای شیرخواره اش قبر می‌کَند.

هر سال محرم فقط از کوتاهی فاصله میان غدیر و عاشورا گفتیم؛ اما از فاصله زیادی که بین عاشورا و ظهور افتاد، نگفتیم؛ از روز به نیزه رفتن سر حسین تا روز قیام قائم آل محمد صلوات الله علیهم.

 

آری! غفلت شیعه همیشه مصیبت ساز است؛ یک بار امامی را به گودی قتلگاه می‌فرستد و بار دیگر امامی را هزار سال به زندان غیبت.

 

**أللَّهُمَ عَجِّل لِوَلیکَ أَلفَرَج**

 

منبع : واحد مهدویت موسسه مصاف ایرانیان (در شبکه های اجتماعی Mahdiaran@)  ؛ موسسه مصاف masaf.ir؛ عکس از سایت راسخون

  • جمعه ۲۶ مهر ۹۸

انسان بودن هزینه سنگینی دارد...

154y

 

قلم بُغض میکند تا مینویسمت...

 

**أللَّهُمَ عَجِّل لِوَلیکَ أَلفَرَج**

 

**********

 

کسی که درباره پول و دستمزدش زیاد اصرار نمی کند و خیال می کند دیگران انصاف و شعور دارند،

احمق نیست، عزت نفس دارد.

 

کسی که برای شنیدن حرف ها و شعرها و قصه ها و اثار هنری یک جوان بی تجربه وقت می گذارد و حوصله به خرج می دهد،

احمق نیست، انسان است.

 

کسی که به موقع می آید و برای با کلاس بودن، عده ای را منتظر نمی گذارد،

احمق نیست، منظم و محترم است.

 

 کسی که به دیگران اعتماد می کند و آنها را سر سفره خود می نشاند و به خانه اش راه می دهد یا به محفل دوستانه و چای و قهوه ای دعوت می کند و صمیمانه و دوستانه رفتار میکند،

احمق نیست، متواضع و مهربان است.

 

کسی که برای حل مشکلات دیگران به آنها پول قرض می دهد یا ضامن وام آنها می شود و به دروغ نمی گوید که ندارم و گرفتارم،

احمق نیست. کریم و جوانمرد است.

 

کسی که از معایب و کاستی های دیگران، درمی گذرد و بدی ها را نادیده می گیرد،

احمق نیست. شریف است.

 

کسی که در مقابل بی ادبی و بی شخصیتی دیگران با تواضع و محترمانه صحبت می کند و مانند آنها توهین و بددهنی نمی کند،

احمق نیست. مودب و باشخصیت است...

 

انسان بودن هزینه سنگینی دارد...

 

منبع : واحد مهدویت موسسه مصاف ایرانیان (در شبکه های اجتماعی Mahdiaran@)  ؛ موسسه مصاف masaf.ir

  • جمعه ۱۹ مهر ۹۸

کاش من هم شاعر بودم...

152y

 

أیْنَ الْخِیَرَةُ بَعْدَ الْخِیَرَةِ

 

 کجاست بهترین برگزیده بعد از بهترین برگزیده...

[فرازی از دعای ندبه]

 

**أللَّهُمَ عَجِّل لِوَلیکَ أَلفَرَج**

 

**********

 

کاش من هم شاعر بودم...

کاش می توانستم واژه های آشفته ای را که از فراق بر زبان می آورم، کنار هم بچینم و کمی شرح حال دهم برای آنهایی که نمی توانند بفهمند سکوت غروب های جمعه یعنی چه؟

 

آن وقت شعرهای تب دارم را روی تن زمخت دیوارهای این شهر می چسباندم تا شاید کسی با خواندنشان رحم بر حال من کند و نشانی از تو بیابد.

 

شاید هم تمامش را در دفتری ثبت میکردم و با آمدنت غزل های وصال را جایگزین تلخی اشعار فراق میکردم.

 

شاید هم شعرهایم را بعد از آمدنت در نیمه شبی، تنها برای خودت نجوا میکردم تا شاید سنگینی سالهای نبودنت را یک شبه کنار خودت سبک کنم و تو شاهد اشک هایی باشی که همیشه آرزویم بود مقابل تو جاری شوند...

 

و تو دستهای گرمت را سد اشک هایم کنی و چون خورشید، نم زمین خیس گونه ام را بستانی و تا رنگین کمان لبخندم را نبینی، آشفته نگاهم کنی

و تو نظاره گر من باشی و با حرف حرف سخنانت آباد کنی حال ویرانم را

که فرزندم

منم پدر

آمده ام دیگر...

 

منبع : واحد مهدویت موسسه مصاف ایرانیان (در شبکه های اجتماعی Mahdiaran@)  ؛ موسسه مصاف masaf.ir

  • جمعه ۱۲ مهر ۹۸

گویند چرا این همه مشتاق، ولی او سپهش یار ندارد!

150y

 

یا اباصالح، باید برای وصف تو تا آسمان رسید...

 

 

**أللَّهُمَ عَجِّل لِوَلیکَ أَلفَرَج**

 

**********

متن و شعری بسیار زیبا...

 

مثل هر بار برای تو نوشتم:

دل من خون شد ازین غم، تو کجایی؟

و ای کاش که این جمعه بیایی!

دل من تاب ندارد،

همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟

تو کجایی؟ تو کجایی...

 

و تو انگار به قلبم بنویسی:

که چرا هیچ نگویند

مگر این رهبر دلسوز، طرفدار ندارد که غریب است؟

و عجیب است که پس از قرن و هزاره

هنوزم که هنوز است

دو چشمش به راه است

و مگر سیصد و اندی نفر از شیفتگانش زیاد است

که گویند به اندازه یک «بدر» علمدار ندارد!

و گویند چرا این همه مشتاق، ولی او سپهش یار ندارد!

 

تو خودت! مدعی دوستی و مهر شدیدی!

که به هر شعر جدیدی،

ز هجران و غمم ناله سرایی، تو کجایی؟

تو که یک عمر سرودی «تو کجایی؟»؛ تو کجایی؟

 

باز گویی که مگر کاستی ای بُد ز امامت،

ز هدایت، ز محبت، ز غمخوارگی و مهر و عطوفت

تو پنداشته ای هیچ کسی دل نگران تو نبوده؟

چه کسی قلب تو را سوی خدای تو کشانده؟

چه کسی در پی هر غصه ی تو اشک چکانده؟

چه کسی دست تو را در پس هر رنج گرفته؟

چه کسی راه به روی تو گشوده؟

چه خطرها به دعایم ز کنار تو گذر کرد،

چه زمان ها که تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر کرد...

و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی کجایی!؟

و ای کاش بیایی!

 

هر زمان خواهش دل با نظر یار یکی بود، تو بودی...

هر زمان بود تفاوت، تو رفتی، تو نماندی.

خواهش نفس شده یار و خدایت،

و همین است که تاثیر نبخشند به دعایت،

و به آفاق نبردند صدایت،

و غریب است امامت.

 

من که هستم،

تو کجایی؟

تو خودت! کاش بیایی.

به خودت کاش بیایی...

 

 

منبع : واحد مهدویت موسسه مصاف ایرانیان (در شبکه های اجتماعی Mahdiaran@)  ؛ موسسه مصاف masaf.ir

  • جمعه ۵ مهر ۹۸

ورود امام زمان ممنوع!!!

143y

 

آمدن، برازنده ی توست...

 

**أللَّهُمَ عَجِّل لِوَلیکَ أَلفَرَج**

 

**********

 

⛔️ ورود امام زمان ممنوع!!!

 

شوخی نبود که، شب عروسی بود!

همان شبی که هزار شب نمیشود

همان شبی که همه به هم محرمند...

همان شبی که وقتی عروس بله میگوید، به تمامی مردان داخل تالار محرم میشود!

همان شبی که فراموش میشود عالم محضر خداست...

آهان یادم آمد!

این تالار محضر خدا نیست، تا میتوانید

معصیت کنید!

همان شبی که داماد هم آرایش میکند...

 

همه و همه آمدند...

اما ای کاش امام زمانمان هم می آمد، حق پدری دارد بر ما...!

مگر میشود او نباشد؟!

عروس برایش کارت دعوت نفرستاده بود، اما آقا آمده بود...

به تالار که رسید سر در تالار نوشته بودند: ورود امام زمان ممنوع!!!

 

دورترها ایستاد و گفت: دخترم عروسیت مبارک ولی...

ای کاش کاری میکردی تا من هم میتوانستم بیایم...

مگر میشود شب عروسی دختر، پدر نیاید؟! من آمدم اما...

 

گوشه ای نشست و برای خوشبختی دخترش دعا کرد...

 

چه ظالمانه یادمان میرود که هستی!

ما که روزیمان را از سفره تو میبریم و میخوریم، اما با شیطان میپریم و میگردیم...

میدانم گناه هم که میکنیم، باز دلت نمی آید نیمه شب در نماز دعایمان نکنی

 

اشتباه میکنند

این روزها نه مانتوهای تنگ و جلو باز مُد است

نه ساپورت های رنگارنگ

نه انواع شلوارهای پاره

و مدل های موی غربی

و نه روابط نامشروع و دزدی

این روزها

فقط در آوردن اشک مهدی فاطمه مُد شده!!

 

 

منبع : واحد مهدویت موسسه مصاف ایرانیان (در شبکه های اجتماعی Mahdiaran@)  ؛ موسسه مصاف masaf.ir

  • جمعه ۲۹ شهریور ۹۸

شاید قرار است حر تو باشم...

140y

 

شاید قرار است حر تو باشم...

 

**أللَّهُمَ عَجِّل لِوَلیکَ أَلفَرَج**

 

**********

 

این هفته نیز جمعه ما بی شما گذشت / آقا بپرس این که چه بر حال ما گذشت

 

این هفته هفت روزِ به ظاهر گذشتنی / بر من ولی عزیز دلم قرن‌ها گذشت

 

در خارزارِ حوصله هایت دویده ام / حالا ببین چه بر سَرِ این دست و پا گذشت

 

هفتاد گوشه ناله زدم تا که جمعه شد / جانم به لب رسید ولی، جمعه تا گذشت

 

گفتند جمعه بوی تو می آورد نسیم / اما نسیم آمد و سَر در هوا گذشت

 

خورشید هم هوای مرا تازه تر نکرد / او هفت دفعه آمد و بی اعتنا گذشت

 

عمرم به سر رسید و از این دست جمعه ها / تکرار شد نیامدی و عمر ما گذشت...

 

 

منبع : واحد مهدویت موسسه مصاف ایرانیان (در شبکه های اجتماعی Mahdiaran@)  ؛ موسسه مصاف masaf.ir

  • جمعه ۲۲ شهریور ۹۸

مردی کنار قتلگاه، سالهاست صبح و شب خون گریه میکند

170y

 

و اینک عاشورا

مردی کنار قتلگاه، سالهاست صبح و شب خون گریه میکند

و در انتظار ٣١٣ علمدار که عباس وار: یاریَش کنند تا ندا دهد

الا یا اهل العالم، انَّ جدّی الحسین قَتلوه عطشانا

 

عاشوراست... چند لحظه تفکر...

کوفیان در سال ۶۱ ه.ق با «ظهورِ» امام حسیـن (علیه السلام) و

مـا در سال ۱۴۴۰ ه.ق با «غیبتِ» امام زمان (عجّل الله فرجه) امتحان شـدیم،

براستی همراهی امام امتحان عجیبیست.

 

26aa

42aa

 

 

  • سه شنبه ۱۹ شهریور ۹۸

نامه ای برای علمدار کربلا

171y

 

نامه ای برای علمدار کربلا :

پشت نامه مینویسم زمان رجعت خوانده شود.

یا عباس، در زمان ما هیچکس به فکر مهدی فاطمه نبود،

برای فرق شکسته تو گریه میکردند ولی امام زمانشان تنها بود.

 

42aa

 

 

  • جمعه ۱۵ شهریور ۹۸

فرازی از دعای ندبه

136y

 

 

{ أیْنَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَةُ }

کجایند خورشیدهای تابان

 

**أللَّهُمَ عَجِّل لِوَلیکَ أَلفَرَج**

 

**********

 

ای کسی که ادعای دوستی و یاری امام زمان داری...

باد با شمع های خاموش کاری ندارد، اگر بر تو سخت میگذرد،

بِدان که روشنی...

 

 

منبع : واحد مهدویت موسسه مصاف ایرانیان (در شبکه های اجتماعی Mahdiaran@)  ؛ موسسه مصاف masaf.ir

  • جمعه ۸ شهریور ۹۸
امام صادق(ع) میفرمایند:
هر کس خوشحال می شود و دوست دارد که در شمار یاران حضرت مهدی(عج) باشد، باید سه ویژگی داشته باشد: منتظر بودن، با وَرَع بودن، اخلاق بزرگوارانه داشتن.
(ورع یعنی دوری از گناه، تقوا داشتن و دوری از مکروهات و شُبَهات)
پیوندها