۳۰ مطلب در آذر ۱۳۹۷ ثبت شده است

روشن تر از آفتاب

{امام زمان(عج) از منظر روایات - شماره 23}

 

روشن تر از آفتاب

 

مفضل بن عمر گوید: از امام صادق شنیدم که میفرمود: فریاد نکنید، بخدا سوگند امام شما سالیانی از روزگار غیبت کند و حتما مورد آزمایش واقع شوید تا به نهایتی که بگویند: او مرده یا هلاک شده...

و چشمان مومنان بر او بگرید و واژگون شوید همچنان که کشتی در امواج دریا واژگون شود و تنها کسی نجات یابد که خداوند از او میثاق گرفته و در قلبش ایمان نقش کرده و او را به روحی از جانب خود تایید کرده باشد و دوازده پرچم مُشتَبَه (شبیه به هم) که هیچ یک از دیگری باز شناخته نشود، راوی گوید من گریستم.

آنگاه فرمود: ای اباعبدالله چرا گریه میکنی؟ گفتم چگونه نَگِریَم در حالی که شما میگوئید: دوازده پرچم مشتبه که هیچ یک از دیگری باز شناخته نشود، پس ما چه کنیم؟ راوی گوید: امام به پرتو آفتاب که به داخل ایوان تابیده بود نگریست و فرمود: ای اباعبدالله! آیا این آفتاب را می بینی؟ گفتم آری، فرمود: به خدا سوگند امر ما از این آفتاب روشن تر است.

 

(کمال الدین وتمام النعمه، ج۲، ص۲۴)

 

عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • شنبه ۱۰ آذر ۹۷

السلام علیک یا صاحب الزمان

« برای دیدن تصویر در اندازه بزرگ، روی عکس کلیک کنید. »

84y

 

السلام علیک یا صاحب الزمان

 

 

**أللَّهُمَ عَجِّل لِوَلیکَ أَلفَرَج**

 

**********

**پندانه**

 

ﺷﺨﺼﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﻠﻮﯼ ﻏﺬﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺧﺎﻟﯽ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ، ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﻣﺮﻏﺶ ﺭﺍ ﻣﯽﮔﺬﺍﺷﺖ ﺁﺧﺮ ﮐﺎﺭ!

ﻣﯽﮔﻔﺖ: ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﺧﻮﺷﻤﺰﮔﯽﺍﺵ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﺯﯾﺮ ﺯﺑﺎﻧﻢ...

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻫﻢ ﭘﻠﻮ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ، ﺳﯿﺮ ﻣﯽﺷﺪ، ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﻣﺮﻍ ﻏﺬﺍ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ ﮔﻮﺷﻪﯼ ﺑﺸﻘﺎﺑﺶ!

ﻧﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺁﻥ ﭘﻠﻮ ﻟﺬﺕ ﻣﯽﺑﺮﺩ، ﻧﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯿﻠﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﻣﺮﻏﺶ...

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﻮﺭﯼ ﺍﺳﺖ...

ﮔﺎﻫﯽ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﻧﺎﺟﻮﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﻟﺤﻈﻪﻫﺎﯼ ﺧﻮﺑﺶ ﺭﺍ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﯾﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻌﺪ!

ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻮﺩ..

ﮐﻤﺘﺮ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﺎﺷﯿﻢ!

ﻫﻤﻪﯼ ﺧﻮﺷﯽﻫﺎ ﺭﺍ ﺣﻮﺍﻟﻪ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺩﺍﻫﺎ؛

ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﺒﺎﺷﺪ؛

ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﻨﺠﻪ ﻧﺮﻡ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺍﺳﺖ.

ﯾﮏ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻣﯽﺁﯾﯿﻢ ﻣﯽﺑﯿﻨﯿﻢ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﭘُﻠﻮی ﺧﺎﻟﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩﺍﯾﻢ ﻭ ﮔﻮﺷﺖ ﻭ ﻣﺮﻍ ﻟﺤﻈﻪﻫﺎ، ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﮔﻮﺷﻪﯼ ﺑﺸﻘﺎﺏ...!

 

 

منبع : منبع : واحد مهدویت موسسه مصاف ایرانیان 

(T.me/mahdiaran  // sapp.ir/mahdiaran // eitaa.com/mahdiaran // iGap.net/mahdiaran // gap.im/mahdiaran)

  • جمعه ۹ آذر ۹۷

جلسه مشاوره

 

ماجرای  مشاوره ازدواج دختر شهید صیاد شیرازی...

 

زنگ زده بود وقت گرفته بود بیاید مطب من؛ مطب یک روانشناس. نه که یک آدم معمولی باشد! علی صیاد شیرازی میخواست بیاید برای ازدواج دخترش مشورت کند. آمد. راس ساعت هشت که قرارمان بود. بعد از اینکه خوش و بشی کردیم، کلاه نظامی‌ اش را در آورد. اجازه گرفت و شروع کرد: «بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم کن لولیک الحجه ابن الحسن...» دعای سلامتی حضرت را تا آخر خواند. دیدارِ سرانِ قوا نبودها! جلسه‌ی مشاوره‌ ی پدر عروس بود و یک روانشناس.

 

شهید علی صیاد شیرازی به روایتِ دکتر گلزاری

( کتاب انتظار و شهادت)

 

 

« برای دیدن تصویر در اندازه بزرگ، روی عکس کلیک کنید. »

34x

 

 

 

منبع : منبع : واحد مهدویت موسسه مصاف ایرانیان 

(T.me/mahdiaran  // sapp.ir/mahdiaran // eitaa.com/mahdiaran // iGap.net/mahdiaran // gap.im/mahdiaran)

  • پنجشنبه ۸ آذر ۹۷

«وقت ظهور» در قرآن

{امام مهدی(عج) در قرآن - شماره 27}

 

«وقت ظهور» درقرآن

 

مفَضَّل میگوید از آقایم حضرت صادق پرسیدم: آیا ماموریت مهدی منتظر، وقت معینی دارد و مردم باید بدانند کِی خواهد آمد؟ حضرت فرمود: «حاشا که خداوند وقت ظهور او را طوری معین کند که شیعیان ما آن را بدانند!» عرض کردم، آقای من! چرا؟ فرمودند: «وقت ظهور همان ساعتی است که خداوند فرمود:

 

یسْأَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا علمها عند ربی لَا یُجَلِّیهَا لِوَقْتِهَا إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا تَأْتِیکُمْ إِلَّا بَغْتَةً...[اعراف/۱۸۷]

ترجمه: (ای رسول ما) درباره ساعة از تو می پرسند، بگو علمش فقط نزد پروردگار من است و هیچ کس جز او نمی تواند وقت آن را معین کند...» مفضل! زمان آن فقط نزد خداست...

 

(اثباة الهدی، ج۵، ص۱۴۳و۲۱۶ ؛ الزام الناصب، ج۱، ص۹۰)

 

عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • چهارشنبه ۷ آذر ۹۷

علم، دانش، فرهنگ

{دولت کریمه ی امام عصر(عج) - شماره 27}

 

علم، دانش، فرهنگ

 

امام باقر(ع) فرمودند:

مردی از خاندان ما (حضرت مهدی) هر سال دو بار به شما بخشش میکند و هر ماه دو بار به شما ماهیانه میدهد، در زمان او آنقدر به شما دانش و فرهنگ داده می شود که زن خانه دار در خانه خود با کتاب خدا (قرآن) و سنّت پیامبر اسلام داوری میکند.

 

(غیبت نعمانی ص ۱۲۵)

 

آیا زمان آن نرسیده که جهت زمینه سازی ظهور حضرت، سطح فرهنگ خود و خانواده خود را توسعه دهیم؟

 

عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • سه شنبه ۶ آذر ۹۷

(11-16) The importance and the necessity to pray for the Reappearance

{The importance and the necessity to pray for the Reappearance - No. 11-16}

 

{11}

The one who does not pray for the Reappearance…

Talking about his child, Imam Hassan Askari (PBUH) said: “I swear by Allah that he’ll have a long absence in which no one is saved from perishing unless the one who Allah makes his belief firm in his (Imam Mahdi’s (PBUH)) Imamate and whom He makes succeed in praying for his Reappearance .” (Kamal al-Din and Tamam al-Nimeh, ch. 38)

In this bright words, perishing means deviating from the path of the Truth and the straight path of faith. According to the narrations, this perishing and deviance are extremely epidemic and severe during the Occultation, so much that one is faithful in the morning but loses his faith and becomes pagan at the night and vice versa. (Al-Ghayba al-Nu'mani, ch. 12)

Imam Hassan Askari (PBUH) has provided us with “praying for the Reappearance” as an effective method to get saved from this terrible chaos and described it as “the only way of salvation.”

 

Rread the rest 

  • دوشنبه ۵ آذر ۹۷

دو مسئولیت مهم و خطرناک!

{شناخت شناسنامه ای امام زمان(عج) - شماره 27}

 

دو مسئولیت مهم و خطرناک!

 

پس از انتقال امام هادی(ع) از مدینه به سامرا، آن حضرت به شدت تحت مراقبت و کنترل بود! لذا به دلیل شرایط نامساعد و محدودیتهای فراوانی که وجود داشت، هنگام رحلت امام هادی(ع) حتی عده ای از شیعیان از امامت حضرت «حسن عسکری» آگاهی نداشتند!

چه رسد به هنگام تولد منجی موعود، که وضعیت سنگین امنیتی دستگاه وقت باعث شده بود امام عسکری(ع) بسیار مراقب جان فرزند خود باشد و او را در پرده ی «پنهان زیستی» نگه دارد تا از گزند بدخواهان در امان بماند.

اما از طرفی باید او را برای عده ای معرفی می کرد تا آنها بدانند جانشین ایشان کیست و اخبار تولد فرزندش را به گوش تاریخ برسانند...

 

(منابع در "درسنامه مهدویت" ج۱)

 

عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • يكشنبه ۴ آذر ۹۷

زندگی بی مهدی...

{منبرک و دلنوشته مهدوی - شماره 22}

 

زندگیِ بی مهدی...

 

دست به قلم بردم تا برایتان حرف ها بزنم

 

اما نشد...

 

خواستم از "دردم" بگویم

دیدم دردِ شما ، خودِ (( من )) م...

 

خواستم از "بی کسی" ام حرف بزنم

دیدم (تنها) تر از شما در عالم نیست...

 

خواستم بگویم" دلم از روزگار گرفته"

دیدم خودم در (خون به دل) کردنِ شما کم نگذاشته ام

 

قلم کم آورد...

به راستی که وسعت (( مظلومیت )) شما قابل اندازه گیری نیست.

 

عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • شنبه ۳ آذر ۹۷

باید بخواهیمت از عمق دل...

« برای دیدن تصویر در اندازه بزرگ، روی عکس کلیک کنید. »82y

 

باید از عمق دل بخواهیمت، آن وقت می آیی...

 

**أللَّهُمَ عَجِّل لِوَلیکَ أَلفَرَج**

 

**********

**پندانه**

 

روزی مردی قصد سفر کرد،پس خواست پولش را به شخص امانت داری بدهد.پس به نزد قاضی شهر رفت و به او گفت:به مسافرت می روم،می خواهم پولم را نزد تو به امانت بگذارم و پس از برگشت از تو پس بگیرم.

قاضی گفت:اشکالی ندارد پولت را در آن صندوق بگذار پس مرد همین کار را کرد.

وقتی از سفر برگشت،نزد قاضی رفت و امانت را از خواست.قاضی به او گفت:من تو را نمی شناسم.

مرد غمگین شد و به سوی حاکم شهر رفت و قضیه را برای او شرح داد،پس حاکم گفت:فردا قاضی نزد من خواهد آمد و وقتی که در حال صحبت هستیم تو وارد شو و امانتت را بگیر.

در روز بعد وقتی که قاضی نزد حاکم آمد،حاکم به او گفت:من در همین ماه به حج سفر خواهم کرد و می خواهم امور سرزمین را به تو بدهم چون من از تو چیزی جزء امانتداری ندیده ام.

در این وقت صاحب امانت داخل شد و به آن ها سلام کرد و گفت:ای قاضی من نزد تو امانتی دارم.پولم را نزد تو گذاشته ام.قاضی گفت:این کلید صندوق است.پولت را بردار و برو.

بعد دو روز قاضی نزد حاکم رفت تا درباره ی آن موضوع با هم صحبت کنند.

پس حاکم گفت:

ای قاضی امانت آن مرد را پس نگرفتیم مگر با دادن کشور حالا با چه چیزی کشور را از تو پس بگیریم.سپس دستور به برکناری آن داد.

 

پیامبر(ص) می فرماید:

به زیادی نماز،روزه و حجشان نگاه نکنید به راستی سخن و دادن امانتشان نگاه کنید.

(عیون اخبار الرضا ج2، ص51  ؛ بحارالأنوار(ط-بیروت) ج72، ص114، ح5)

 

و نیز فرمودند:

کسی که در دنیا در یک امانت خیانت ورزد و به صاحبانش رد نکند تا اینکه مرگ او فرا برسد، او بر آئین من (اسلام) نمرده است!

(بحار، ج ٧٥، ص ١٧١)

 

 

منبع : منبع : واحد مهدویت موسسه مصاف ایرانیان 

(T.me/mahdiaran  // sapp.ir/mahdiaran // eitaa.com/mahdiaran // iGap.net/mahdiaran // gap.im/mahdiaran)

  • جمعه ۲ آذر ۹۷

خورشید پشت ابر

{تمثیلات و مثال های مهدوی - شماره 26}

 

خورشید پشت ابر

 

با توجه به فاصله ی بسیار زیاد ابر تا خورشید، در حقیقت این زمین است که پشت ابر است...

خورشید «محوریت» دارد؛ گردش سیارات به دور اوست و نور خود را از او می گیرند. ابرها نمی توانند از همه ی آثار خورشید جلوگیری کنند؛ لذا خورشید هر چند پشت ابر باشد، مانع از تاریکی و سرمای مطلق است.

در هوای ابری، هیچ کس نمی تواند منکر وجود خورشید باشد. با عبور ابرهای تیره، می توان شاهد جمال خورشید بود. این برای انسانها انتظار می آورد؛ انتظار کنار رفتن ابرها و ظهور خورشید...

ابرها در حال حرکتند و بالاخره از مقابل خورشید کنار می روند یا محو میگردند؛ آری! موانع، ماندگار نیست.

خداوند نور و حرارت را به وسیله خورشید به عالم می رساند؛ قطعا هر که به خورشید نزدیک تر باشد، فیض بیشتری دریافت خواهد نمود...

حال میفهمیم چرا پیامبر(ص)، امام صادق(ع) و حضرت مهدی(عج)، (هر سه) فرموده اند: امام مهدی در دوران غیبت، مانند خورشید پشت ابر است.

 

عکس نوشته در ادامه مطلب 

  • پنجشنبه ۱ آذر ۹۷
امام صادق(ع) میفرمایند:
هر کس خوشحال می شود و دوست دارد که در شمار یاران حضرت مهدی(عج) باشد، باید سه ویژگی داشته باشد: منتظر بودن، با وَرَع بودن، اخلاق بزرگوارانه داشتن.
(ورع یعنی دوری از گناه، تقوا داشتن و دوری از مکروهات و شُبَهات)
پیوندها