{غرب و مهدویت - شماره 15}

 

از ابتدای تاریخ بشریت، یکی از پُر مخاطب‌ترین تفکرات حیات بشر، خداجویی و دینداری بوده است. اما از آنجایی که ما انسان ها استعداد فوق العاده ای در بروز تفکر صفر و صدی در موضوعات داریم، همیشه نقطه مقابل تفکر دین مداری هم، مخاطبان خاص خودش را داشته است. از جمله دوره رنسانس غرب.

اگر رنسانس را به عنوان نمونه بررسی کنیم، می‌بینیم که در این دوران، کلیساها مهمترین نقش را در دین گریزی مردم داشته اند. اما چطور؟ فرض کنید شما در شرایط زیر قرار دارید. آن وقت دیدتان نسبت به کلیسا چه می‌شد؟

➖ در نظر اسقف‌ها، هر عقیده علمی جدیدی مخالفت با کلیسا شمرده می‌شد و آزار دانشمندان ارزش بود.

➖ دادگاه تفتیش عقاید برگزار می‌شد و اگر عقاید کسی مخالف با کلیسا بود، به سختی شکنجه می‌شد.

➖ کلیساها بیشترین فسادهای مالی و اخلاقی را انجام می‌دادند.

➖ فقط کشیش ها حق باسواد شدن داشتند.

این موارد، فقط بخشی از خدمات کلیسا بود که به لطف اسقفها به پای دین تمام شد! اشتباهی که میتواند تلنگری برای من منتظر باشد که رفتار اشتباه هر کسی را از جانب دینم نبینم.

[تاریخ تمدن، ویل دورانت]

 

15ff

 

منبع : مهدیاران(Mahdiaran@)