۳۶ مطلب با موضوع «از تولد تا امروز» ثبت شده است

نایب اول

{از تولد تا امروز - شماره 16}

 

گفتم: خب، نظرتون چیه کمی بیشتر دربارهٔ چهار نایب خاص امام زمان بدونیم؟

علی گفت: عالیه.

با لبخند گفتم: تو از ایشون چی می‌دونی؟

علی گفت: اینکه ایشون در بین مردم به‌عنوان یک روغن‌فروشِ ساده شناخته می‌شدند اما سابقهٔ زیادی در خدمت به اهل بیت داشتن و پیش از امام زمان، وکیل خاصّ امام هادی و امام حسن عسکری بودند.

گفتم: درسته. امام حسن عسکری احترام زیادی برای عثمان‌بن سعید قائل بودن و در مناسبت‌های مختلف به نیکی از ایشون یاد می‌کردن. مثلاً در مورد او فرمودند: «ابو عمرو، ثقه و امین است و مورد اطمینانِ گذشتگان و من، در زمان حیات و بعد از حیات من است.»

عثمان‌بن سعید چنان به امام حسن عسکری نزدیک بود که تمام امور غسل و تکفین (کفن کردن) و خاک‌سپاری امام رو عهده‌دار شد تا امر بر حاکم وقت و مأموران او مشتبه بشه.

سعید گفت: یعنی چی امر مشتبه بشه؟

گفتم: یعنی ظاهراً اون امام رو غسل داد و کفن کرد، اما مطابق روایات، کار غسل و تکفین امام برعهدهٔ امام (بعدی) است.

نکتهٔ آخر اینکه عثمان‌بن سعید بعد از شهادت امام حسن عسکری تا زمان فوتش، به مدت هفت سال نایب اول امام زمان بود و بعد از فوت، در بغداد به خاک سپرده شد.

ادامه دارد...

 

16ag

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • يكشنبه ۲۵ ارديبهشت ۰۱

خاص اما پنهان

{از تولد تا امروز - شماره 15}

 

جلسه رو با یک سوال ادامه دادم. گفتم: بچه‌ها کسی اسم نایبان خاص امام زمان در دورهٔ غیبت رو می‌دونه؟

علی گفت: عثمان‌بن سعید عمری، محمد‌بن عثمان‌بن سعید عمری، حسین‌بن روح نوبختی و علی‌بن محمد سمری.

گفتم: درسته. همهٔ این افراد از مومنان و علمای بزرگ زمان خودشون بودند.

 کاوه پرسید: کار نایبان امام چی بوده؟

پاسخ دادم: نایبان از طرف امام، مأمور رسیدگی به امور مردم و در واقع رابط بین حضرت و مردم بودند. از اونجایی که نیابت خاص وظیفه‌ای حساس، مهم و مخفی بود، سُفرا افرادی بودند که حکومت ظالم عباسی نسبت به اون‌ها حساس نبود. همگی دارای شغل خاصی بودند و مثل مردم عادی کاسبی و زندگی می‌کردند تا شناخته نشن.

مثلاً نایب اول و پسرش که نایب دومه، روغن‌فروش بودند. خب، به‌نظرتون برای چنین جایگاه مهمی چه ویژگی‌های شخصیتی لازمه؟

شهاب گفت: رازداری.

پرسیدم: دیگه؟

بهرام گفت: بصیرت و قوهٔ تشخیص بالا.

گفتم: درسته. علاوه بر این‌ها نایبان به تقیه (باور خود را مخفی کردن) و پنهان‌کاری، صبر و استقامت و زیرکی و هوش، اون هم در حد بالا و عالی آراسته بودند.

 

15ag

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • پنجشنبه ۱۵ ارديبهشت ۰۱

کم‌کم آماده بشید

{از تولد تا امروز - شماره 14}

 

خواستم مبحث جدیدی رو شروع کنم که علی دست بلند کرد و گفت: «من شنیدم که اهلِ بیت، هر کدوم در زمان خودشون، شیعه رو برای دوران غیبت آماده می‌کردن. در واقع، شیعه با یک سِیر منطقی و آرام آمادهٔ غیبت امام زمان شده‌. این مطلب درسته؟

پاسخ دادم: «بله کاملا درسته. از اونجایی که غیبت امام تجربه‌ای جدید برای مسلمونا محسوب می‌شد، پیامبر و امامان در صحبت‌های خودشون به طور مکرّر به موضوع غیبت دوازدهمین امام اشاره می‌کردن. امام جواد و امام هادی هم کمتر از امامان پیشین، با شیعیان دیدار می‌کردن.

اما نقش امام حسن عسکری از همه پُررنگ‌تر بود. امام حسن عسکری با گفتگوی محدود و از پشت پرده با مردم، حتی با خواص شیعه، زمینهٔ عادت کردن مردم به غیبت و ندیدن امام رو فراهم کردن. به‌طوری که زمانی که ایشون به کاخ حاکم بُرده می‌شدن، مردم در مسیر می‌نشستند تا امام رو ببینن.

کار مهم دیگهٔ امام، سر و سامان و گسترش دادن نظام وکالت بود‌؛ نظامی که از سال‌ها پیش شاید از زمان امام صادق به‌وجود اومده بود. امام حسن عسکری حتی در زمان حیاتشون، وکیل فرزندشون رو انتخاب کردن. ایشون عثمان‌بن سعید عمری، وکیل خودشون و فرزندش محمد رو به‌ عنوان وکیل امام زمان معرفی کردن.»

 

14ag

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • دوشنبه ۵ ارديبهشت ۰۱

چرا امام نیستن؟

{از تولد تا امروز - شماره 13}

 

برای اینکه بچه‌ها بیشتر در مباحث شرکت کنند، گفتم: «کسی سؤال خاصی دربارۀ غیبت نداره؟»

کاوه گفت: «حکمت غیبت امام‌زمان و پیامبران چی بوده؟»

گفتم: «امام‌صادق در حدیثی فرمودند: غیبت از اسرار الهیه و حکمت غیبت بعد از ظهور آشکار می‌شه، همون‌طور که راز کارهای حضرت خضر بعد از جدایی اون از حضرت موسی آشکار شد.

اما اهل‌بیت بعضی از دلایل غیبت رو بیان کردن:

➖ اولین دلیل حفظ جان امام از توطئهٔ دشمنانه.

➖ دوم آزمایش و غربال مردمه.

➖ سوم اینکه امام مجبور به بیعت با طاغوت‌ها و ستمگران نشن و هنگام ظهور بیعتی به گردنشون نباشه.

➖ و چهارمین دلیل ادب شدن انسان‌ها به‌خصوص مسلمان‌هاست که قدر ۱۱ امام رو ندونستن و عملکرد ضعیف اون‌ها در حمایت از امامان باعث محرومیت جهان از آخرین حجت الهی شد.

تقریباً بیشتر این دلایل دربارۀ غیبت پیامبران هم درسته. مثلاً رفتن حضرت موسی از مصر به مدین، هم باعث حفظ جان ایشون شد، هم باعث شد مردم در غیاب حضرت، به درگاه خدا استغاثه کنند و منجی رو بخوان.»

ادامه دارد...

 

13ag

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • سه شنبه ۲۳ فروردين ۰۱

وقت رفتن

{از تولد تا امروز - شماره 12}

 

_ خب به نظرم لازمه کمی دربارۀ دورۀ غیبت و مفهوم و ضرورت اون صحبت ‌کنیم. غیبت به معنی پنهان زندگی کردن امام زمانه و اتفاق جدیدی در اسلام نبوده بلکه در امت‌ها و پیامبران گذشته هم وجود داشته.

در طول تاریخ گاهی مصلحت مردم و حکمت خدا، حُکم می‌کرده که نماینده خدا مدتی غایب بشه. غیبت حضرت یوسف و حضرت موسی دو تا نمونۀ شاخص از غیبت پبامبرانه.

سعید گفت: خب فرق بین غیبت صغری و کبری چیه؟ اصلاً چرا امام دو نوع غیبت داشتن؟

_ سؤال خوبیه! ببینید قبل از غیبت صغری شیعیان به‌مدت طولانی، کم و بیش به امام دسترسی داشتن، برای همین اول غیبت صغری اتفاق افتاد تا مردم به شرایط جدید عادت کنن. تو این دوره، نمایندگان خاص امام‌زمان که به نواب اربعه شهرت دارند، واسطۀ بین مردم و امام بودن و امور شیعه رو سروسامون می‌دادن.

به‌علاوه بعضی از خواص شیعه که خودشون حکم رسانه رو در بین مردم عادی داشتند از طریق سفرا با امام ملاقات می‌کردن و همین رفت‌وآمدها باعث از بین رفتن شک‌وتردیدها و آمادگی مردم برای غیبت کبری می‌شد.

ادامه دارد...

 

12ag

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • شنبه ۱۳ فروردين ۰۱

اگه به کسی بگی گردنت رو می‌زنم

{از تولد تا امروز - شماره 11}

 

کلاس رو با دعای سلامتی امام‌زمان شروع کردیم.

_ خب بچه‌ها جلسهٔ گذشته رو یادتون هست یا لازمه یادآوری کنم؟

کوروش گفت: اونجا بودیم که رشیق و رفقاش وارد خونه شدند که آقای احمدی دکمۀ استُپ رو زد.

بقیۀ بچه‌ها زدند زیر خنده.

گفتم: درسته! حالا ادامهٔ ماجرا؛ رشیق میگه: «پرده رو بالا زدیم. اتاق بزرگی بود که انگار دریایی در آن بود. در گوشۀ آن حصیری روی آب بود و روی اون مردی نماز می‌خوند و اصلاً توجهی به ما نداشت.

احمدبن‌عبدالله وارد اتاق شد اما در آب غرق شد. وحشت‌زده دستم را به طرفش دراز کردم و از آب خارجش کردم، اما بی‌هوش شد و مدتی بی‌هوش موند. همراه دیگرم وارد آب شد و همون بلا به سرش اومد.»

بعد رشیق میگه: «من حیران بودم و سر جای خودم ماندم. بعد به صاحب‌خانه گفتم: من از خدا و شما معذرت می‌خوام. توبه می‌کنم و به خدا پناه می‌برم و دیگه به اینجا نمیام و برگشتیم.»

رشیق می‌گه: «شب برگشتیم و مستقیم به خدمت حاکم رسیدیم و جریان را کامل براش تعریف کردیم. معتضد پس از شنیدن ماجرا ما را تهدید کرد که اگه این خبر را برای کسی بگویید، گردنتان را می‌زنم.»

◀ این سه نفر هم تا زمان زنده بودن معتضد جرئت بیان این ماجرا را نداشتند.

ادامه دارد...

 

11ag

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • دوشنبه ۱ فروردين ۰۱

بعد از پدر

{از تولد تا امروز - شماره 10}

 

بعد از شهادت امام حسن، حکومت با جدیّت بیشتری به جستجوی امام زمان پرداخت تا جایی که حتی نرجس خاتون رو برای تحقیق در مورد امام زمان دستگیر کردند.

علی پرسید: مگه با شهادت امام حسن عسکری غیبت صغری شروع نشده بود؟

_ چرا اما حاکم و سربازانش که این موضوع رو درک نمی‌کردند. اونها تصور می‌کردند امام زمان در همون خونه پنهان شدن.

این جستجوها همچنان ادامه داشت تا اینکه معتضد به حکومت رسید. معتضد در یکی از اقداماتش به سه نفر از نزدیکانش دستور داد تا مخفیانه به سامرا برن. مأموریت اونها این بود که وقتی خانهٔ امام را پیدا کردند، تمام اهل اون رو سَر بِبُرند.

خب یکی از این افراد بنام رشیق ماجرا رو اینطور تعریف کرده که: به خانهٔ موردنظر رفتیم. خادم سیاهی در راهرو نشسته بود. از اون پرسیدیم: «چه کسی در اتاق است؟» گفت: «خانه برای صاحبش است.» بعد می‌گه ما مطابق دستور اتاق رو محاصره کردیم و داخل شدیم. پردهٔ زیبایی در مقابل ما بود که انگار همین الان نصب شده، پرده رو بالا زدیم...

حرفم تموم نشده بود که آقای احمدی دبیر ریاضی در رو باز کرد و پرسید: کلاس شما هنوز تموم نشده؟

گفتم: شرمنده‌ام. متوجه خوردن زنگ نشدم. بفرمایید کلاس در اختیار شماست. بچه ها انگار باید برای شنیدن ادامه ماجرا تا جلسه دیگه صبر کنید. بچه ها با دلخوری مجبور به پذیرفتن این موضوع شدند و من کلاس رو به آقای احمدی سپردم.

ادامه دارد...

 

10ag

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • پنجشنبه ۱۹ اسفند ۰۰

چه کسی سزاوارتر است؟!

{از تولد تا امروز - شماره 9}

 

من گفتم: خب بچه‌ها اجازه بدید از توضیح بیشتر دربارهٔ اتفاق‌های دوران اختفا بگذریم و کم‌‌کم وارد دورهٔ دوم زندگی حضرت بشیم که با شهادت امام حسن عسکری (علیه‌السلام) آغاز شد؛ امام پس از مسموم شدن توسط خلیفهٔ عباسی، مدتی در بستر بیماری به سر می‌بردند. خلیفه، گروهی از سران دولتی و پزشکان رو به بهانهٔ عیادت و مداوای حضرت به منزل ایشون فرستاد تا علاوه‌بر تحت‌ تأثیر قرار دادن افکار عمومی، اوضاع رو از نزدیک بررسی و رفت و آمدها رو کنترل کنند و به محض مشاهدهٔ صحنهٔ مشکوک یا به‌دست آوردن سرنخ در مورد جانشین و امام بعدی به‌سرعت به اون گزارش بدن.

یکی از بچه‌ها گفت: چه سیاست بی‌شرمانه‌ای!

من سری به نشانهٔ تأیید تکان دادم و ادامه دادم: امام حسن عسکری در هشتم ربیع‌الثانی سال ۲۶۰ هجری با شهادت از دنیا رفتند. پس از انجام امور غسل و کفن پیکر حضرت، خادمِ منزل به‌دنبال جعفر ‌بن‌ علی، برادر امام حسن رفت تا جعفر بر پیکر امام نماز بخونه.

سعید گفت: مگه خادم از وجود امام زمان آگاه نبود؟

من پاسخ دادم: نمی‌شه به‌طور قطع اظهارِ نظر کرد. آخه مخفی بودنِ ولادت امام زمان سبب شده بود که جوّ خاصی حاکم بشه تا جایی که حتی عده‌ای جعفر رو جانشین امام حسن عسکری می‌دونستن. خب از بحث دور نشیم! جعفر در حال آماده شدن برای اقامه نماز بود که ناگهان کودکی گندمگون با موهای مجعد جلو آمد و به جعفر گفت: ای عمو! من برای نماز خواندن بر پدرم سزاوارترم.

الیاس با خنده گفت: چه حالی شده بنده خدا!

من گفتم: دقیقا. جعفر به اجبار با چهره‌ای متعجب و در عین حال عبوس و ناراحت، کنار رفت و امام زمان بر پیکر پدرشون نماز خوندند.

ادامه دارد...

 

9ag

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • يكشنبه ۸ اسفند ۰۰

به همه بگو به کسی نگن

{از تولد تا امروز - شماره 8}

 

خب بچه‌ها اگه خاطرتون باشه گفتم که به پنج سال اول زندگی امام زمان دورۀ اختفا میگن. امام حسن عسکری در این پنج سال دو وظیفهٔ مهم داشتند:

اول حفظ جان امام زمان در مقابل خلفای عباسی و دوم اثبات وجود فرزندشون و معرفی ایشون به عنوان امام بعدی شیعیان.

علی گفت: با وجود اون همه جاسوسی که محل زندگی امام رو زیر نظر داشتند، چطوری امام زمان رو به شیعیان معرفی کردند؟

_ سختی کار دقیقاً همین‌جا بوده. اینکه جاسوسان خلفا از وجود امام مطلع نشن اما شیعه آگاه بشه.

خب امام این کار رو از چند راه انجام می‌دادند، گاهی با نوشتن نامه به افراد، گاهی با فرستادن گوشت عقیقه فرزندشون برای بعضی شیعیان و دربارۀ افراد خاص و مورد اعتماد با نشون‌دادن فرزندشون به اون فرد یا افراد که قبلاً به اسم چند نفر اشاره کردم.

احمد گفت: معرفی امام با اثبات وجود فرق داره؟

_ نه کاملاً، چون اغلب اون اصحاب خاصی که سعادت دیدن امام زمان در کودکی نصیبشون شده، معرفت بالایی نسبت به امام حسن عسکری داشتند جوری که گفتهٔ حضرت واسشون کافی بوده، اما امام گاهی با کارهایی باعث اطمینان قلبی افراد می‌شدند؛ مثلاً گاهی پاسخگویی به سؤالات اصحاب رو به امام زمان می‌سپردند تا جایگاه و مقام فرزندشون رو به افراد گوش‌زد کنند.

شهاب گفت: پس امام این پنج سال رو در سامرا بودند؟

_ ایشون قطعاً زمان‌های زیادی رو در سامرا بودند، اما مطابق بعضی از روایات و کتاب‌های تاریخی، امام حسن عسکری به‌خاطر شرایط خاص و خطرناک حاکم بر عراق، پسرشون رو به مدینه پیش مادر خودشون فرستادند.

ادامه دارد...

 

8ag

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • سه شنبه ۲۶ بهمن ۰۰

باور یک معجزه

{از تولد تا امروز - شماره 7}

 

احسان گفت: یعنی امام زمان از همون نوزادی صحبت می‌کردن؟

_ نمی‌دونم شاید این معجزه ادامه داشته، شایدم نه. اطلاعات ما در حد همین مطالبیه که تو روایاته.

علی گفت: من یه چیز عجیب‌تر شنیدم نمی‌دونم درسته یا نه؛ اینکه امام زمان بعد از تولد به جای دیگه‌ای منتقل شدن.

_ درسته. حکیمه خاتون در ادامه این‌طور نقل می‌کنه که در تمام مدت صحبت امام زمان در آغوش پدرشون، پرندگانی بالای سر دو امام در حال پرواز بودند. امام‌حسن عسکری به یکی از اون‌ها فرمودن: «او را بگیر و نگاه‌دار و هر چهل روز یک‌بار نزد ما برگردان!» اون پرنده هم امام‌زمان رو با خودش به آسمان ‌برد و بقیه پرنده‌ها هم به دنبال اون رفتن.

بعد امام فرمودن: «تو را به خدایی سپردم که مادر موسی نیز فرزندش را به او سپرد.»

کاوه گفت: راستش باور این حرف‌ها خیلی سخته.

لبخند زدم و گفتم: به همین خاطر ایمان به غیب یکی از ویژگی‌های مؤمنه.

شهاب گفت: مادر امام‌زمان اعتراض نکردن؟

_ نه. ایشون زن مؤمنه‌ای بودند و هیچ‌وقت به امامشون اعتراض نمی‌کردن. اما حکیمه خاتون به ناراحتی ایشون اشاره می‌کنه و می‌گه؛ امام به نرجس که ناراحت بود، گفتن: «نگران نباش! او به زودی نزد تو بازخواهد گشت. همان‌گونه که موسی به مادرش بازگردانده شد.»

بعد حکیمه خاتون از هویت اون پرنده سوال می‌کنه و امام پاسخ میدن: «آن پرنده روح‌القدس است که بر اهل بیت گمارده شده و به آن‌ها علم می‌آموزد و آن‌ها را موفق می‌دارد.»

کاوه خندید و گفت: اتفاقاً هویت پرنده برای منم جای سوال بود.

ادامه دارد...

[کمال‌الدین ، ج۲ ،ص ۴۲۹.]

 

7ag

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • شنبه ۱۶ بهمن ۰۰
امام صادق (علیه السلام) :
هر کس خوشحال می شود و دوست دارد که در شمار یاران حضرت مهدی باشد، باید سه ویژگی داشته باشد: منتظر بودن، با وَرَع بودن، اخلاق بزرگوارانه داشتن.
(ورع یعنی دوری از گناه، تقوا داشتن و دوری از مکروهات و شُبَهات)
طبقه بندی موضوعات
آرشیو مطالب