۲۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کربلا» ثبت شده است

میکروبی که چشم را کور و گوش را کر می‌کند.

{اخلاق مهدوی - شماره 22}

 

با قاطعیت می‌گویم، می‌توان امام زمان را به شهادت رساند، اگر حق را ندید و نشنید!

«وای بر شما، شما را چه شده؟ ساکت شوید و به سخنان من گوش فرا دهید! در حالی که من شما را به راه رشد و کمال دعوت می‌کنم. کسی که از من اطاعت کند، از راه یافتگان است؛ و هر کس که با من مخالفت کند، از هلاک شدگان. و همگی شما در برابر امر من عصیان می‌کنید و سخنم را گوش نمی‌دهید، زیرا شکم های شما پُر شده از مال حرام و بر قلب هایتان مهر زده شده است.» اینها سخنان امام حسین(علیه السلام) در کربلا بود.

[موسوعه کلمات الامام الحسین، ص ۴٢١]

ناراحت کننده و البته ترسناک است؛ اما با این وجود باز هم افراد زیادی به حلال و حرام مال خود اهمیت نمی‌دهند. غیبتی که هزاران سال به طول انجامیده، شاید می‌خواهد با زبان بی زبانی به ما بگوید: «وای بر شما، شما را چه شده است؟»

 

22bb

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • يكشنبه ۲۴ اسفند ۹۹

پیراهنِ عثمان‌مداران

{توجیح المسائل کربلا - شماره 20}

 

حتماً این جملات را شنیده‌ یا حتی به کار بُرده‌اید: ما را چه به سیاست؟ یا سیاست پدر و مادر ندارد، ولش کن، راحت زندگیت را بکن. آیا این جملات توجیه خوبی برای کوتاهی کردن است؟!

برخلاف تصورِ عده‌ای، سیاست بسیار هم مهم است. مهم است چون کربلا مهم بود. سیاستمدارانی که به جدایی دین از سیاست اعتقاد دارند، ‌‌در واقع دین را بی‌خطر می‌خواهند. آنان با سوءاستفاده از ناآگاهی مردم، بیشترین سود را می‌برند. اگر مردم در عرصه‌ی سیاست، ناآگاه و بی‌تجربه باشند، به راحتی با شُبهاتِ سیاسی، فریب می‌خورند و به قاتلان یا دشمنانِ امام تبدیل می‌شوند. مانندِ کسانی که تنها به خاطرِ یک شبهه‌ی‌ سیاسی (ماجرای قتل عثمان) در سپاهِ یزید بودند. از طرف دیگر، زهیر بن قین که عثمانی مسلک بود، با رفع این شبهه، به جمع یارانِ امام پیوست.

یک مثال امروزی: گاهی عده‌ای با اینکه دیندار هستند، تنها به خاطر جهلِ سیاسی، به نفعِ دشمن کار می‌کنند؛ مانند افرادی که در ملأ عام قمه‌زنی می‌کنند. آنها با این کار، در واقع خوراک رسانه‌ای دشمن را تامین می‌کنند و دشمن از این کار آنها برای بد جلوه دادنِ شیعیان استفاده می‌کند.

می‌توان با معرفیِ دین، همراه با آگاهی و سواد سیاسی، مردم را از خطرِ بازی‌ها و شُبهات سیاسی نجات داد. باید مراقب باشیم؛ امروز حتی کسانی هستند که مردم را با شُبهه سیاسی، در مقابل امام زمان قرار می‌دهند.

 

20ii

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • يكشنبه ۲۳ شهریور ۹۹

اسبَت را کجا پنهان کردی؟

{توجیح المسائل کربلا - شماره 19}

 

تا اینجای کار که همه چیز خوب پیش رفته است؛ هم از کسی که دوستش دارم دفاع کردم و هم خطری مرا تهدید نمی‌کند؛ حتی اگر خطری هم در کار باشد، راهِ فرار را می‌دانم. «ضحاک بن عبدالله مشرقی» از کسانی بود که در واقعه‌ی عاشورا حضور داشت اما... او حضور و حمایتی موقت و مشروط به امام حسین پیشنهاد داده و برای فرار، اسبش را در میان خیمه‌ها پنهان کرده بود. گویا از همان اول، قصد ماندن نداشت.

مبادا ما هم برای پایِ کار امام زمان بودن، شرط و شروط بگذاریم! شرط‌هایی مانند: تا وقتی که خانواده، جان یا مال و آبرویم به خطر نیفتند؛ تا وقتی که احساس کنم مفید هستم و یا تا وقتی که تعدادمان کم نشود و... . اینها شاید توجیهاتِ خوبی باشند، اما کربلا هم پُر از توجیهاتِ قابل ملاحظه بود که نتیجه‌اش زیانکار شدنِ توجیه کنندگان شد.

برای پای کارِ امام بودن و ماندن، باید امام زمان، از همه‌ی علایقَت عزیزتر باشد؛ سخت است، اما عاشقی سختی را لذت بخش می‌کند؛ همانطور که تیر خوردن، باعث لبخندِ سعید بن عبدالله شد و مرگ برای قاسم بن الحسن همچون عسل شیرین بود.

 

19ii

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • شنبه ۲۲ شهریور ۹۹

برایت گِران تمام می‌شود!

{توجیح المسائل کربلا - شماره 17}

 

چرا سپاهیانِ یزید با آنکه ادعای مسلمانی داشتند، نماز می‌خواندند، غسل شهادت می‌کردند و... اما در مقابل امام حسین علیه السلام ایستادند؟ توجیهِ آنها این بود که می‌خواستند به خدا نزدیک‌تر شوند. نیّت‌شان قربه الی الله بود!

نداشتنِ بصیرت، مثلِ نداشتنِ چشم است؛ ممکن است راه را اشتباه بروی و از آن بدتر ممکن است راهِ اشتباه را درست بدانی و حتی از آن دفاع کنی، که می‌شود همان دفاعِ کور‌کورانه.

برای رسیدن به خدا، باید از راهِ خدا عبور کرد و امام، همان راهِ درستی است که سرانجامش خداست؛ و این راه وابسته به زمان است. انسان موظف است در هر زمان، راه و امامِ زمانِ خودش را کامل بشناسد، چون می‌خواهد عمری در آن راه و با این راهنما باشد.

این روایت را که شنیده‌ای: «مَن مَاتَ وَ لَم یعرِف إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلیة» هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهلی مرده است. آری! ندانستن، توجیهِ خوبی برای اشتباه نیست، چون آدمِ بصیر، هر روز اطلاعاتِ خودش را بروز رسانی می‌کند.

 

17ii

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • سه شنبه ۱۸ شهریور ۹۹

هیچ وقت به امام زمانت کمک نکن!

{توجیح المسائل کربلا - شماره 16}

 

در کربلا برخی حاضر نشدند از خودشان برای امام زمانشان مایه بگذارند و زندگی و وجود خود را خرجِ امام حسین علیه السلام کنند. حتی وقتی امام حسین برای دعوتِ آنها پیک فرستاد تا آنها را به قیمتِ بهشت و سعادتِ حقیقی برای خود بخرد، آنها اسب و شمشیرشان را تقدیم حضرت کردند. نفهمیدند که امام، یار می‌خواهد نه مال و اگر شمشیر و اسبی هم در راهِ یاری او خرج می‌شود، مالی است همراه با خودِ یار.

حواسمان باشد اگر در زُمره‌ی یاران و یاوران امام زمانمان نباشیم و خودمان را برای او خرج نکنیم، تأسف و اشکِ پشیمانی بعد از آن سودی نخواهد داشت؛ همانگونه که برای عبیدالله بن حُر جعفی نداشت.

کربلا به ما آموخت تنها کمک به امام زمان کافی نیست، بلکه باید تمامِ زندگی‌ را وقفِ امام کرد و تمامِ عمر در رکاب او بود. پس به بهانه‌ی اینکه به او کمک کردی، خودت را کنار نکش!

 

16ii

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • دوشنبه ۱۷ شهریور ۹۹

معلولی که رکورد زد!

{توجیح المسائل کربلا - شماره 12}

 

بعضی در کربلا به خاطرِ نقصِ عضو، ناتوانی را بهانه کرده و امام را تنها گذاشتند. اما مسلم بن کثیر اعرج، با پای معلول و عبدالله بن عفیف ازدیِ نابینا، از یادگاران جنگ صفین بودند که در کربلا، حسینی شدند.

‌حتی اگر بخشی از جسمِ کسی مشکل دارد، آیا نمی‌تواند با بخشِ سالم بدنش کاری هرچند کوچک، برای امام زمان بکند؟ مهم نیست که چه نقایصی داری، مهم این است از آنچه که داری، چگونه استفاده می‌کنی. مثلاً فرد معلولی که در مسابقاتِ پارالمپیک شرکت می‌کند، می‌تواند نام مهدی را صدا بزند یا روی لباسش به انگلیسی بنویسد: مهدی کیست؟ و اینگونه نامِ امام را در بین مخاطبانِ خود زنده کند.

شاید توانِ ما به اندازه‌ی روشن کردنِ یک شمع باشد، اما می‌توانیم شمعی باشیم که هزاران شمعِ خاموش را روشن می‌کند.

درد اینجاست که گاهی معلولیت به خاطر نقص در جسم نیست، بلکه به خاطرِ نقص در روح است. بهانه برای نبودن و تلاش نکردن زیاد است، ولی ماندن و کار کردن بهانه نمی‌خواهد؛ عشق به حضرت می‌خواهد و اراده. کار برای امام زمان ارتباطی به سلامتِ جسم ندارد؛ قلبی لبریز از ایمان و روحی قدرتمند می‌خواهد.

 

12ii

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • پنجشنبه ۱۳ شهریور ۹۹

از کربلا دور شو!

{توجیح المسائل کربلا - شماره 11}

 

ندای هل من ناصر امام حسین در روز عاشورا، خطاب به همه کسانی بود که توانِ دفاع از حرمِ اهل بیت را داشتند. امام حسین فرمودند هر که مرا یاری نمی‌کند، از این منطقه دور شود و اِلّا اگر نِدایَم به او برسد و حرم و حریمم را یاری نکند، گرفتار دوزخ است.

شاید ما گمان می‌کنیم فریاد یاری‌خواهی، فقط مخصوص آن زمان بوده و فقط امام حسین نیاز به کمک و یاری داشت، اما یک سوال: چرا کسی که امامتِ امام زمانش برایش روشن بود و می‌دانست جانِ امامش در خطر است، باز صحنه را خالی کرد؟ چه دلیلی و توجیهی می‌تواند باعث این رفتار شود؟

بیایید این سوال را از خودمان بپرسیم. چرا ما با اینکه می‌دانیم امام زمان در شرایط سختی‌ست و نیاز به کمک دارد، صحنه را خالی کردیم؟ توجیهِ ما برای این همه بی‌خیالی و نشنیدنِ صدای هل من ناصر امام چیست؟ آیا باید کار از کار بگذرد تا به خودمان بیاییم؟!

 

11ii

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • چهارشنبه ۱۲ شهریور ۹۹

فرقِ اسلام‌ها

{توجیح المسائل کربلا - شماره 10}

 

«حسین جان! اسلام به ما نیاز دارد، والّا همراهت می‌آمدیم.»

عده‌ای وقتی امام حسین از آنها خواست برای کشته شدن در راه خدا آماده شوند، چنین توجیهاتی آوردند. اما مگر اسلامِ حسین با اسلامِ آنها فرق داشت؟! مگر هدفِ این جماعت حفظ اسلام نبود؟ پس چرا بهترین راه را انتخاب نکردند؟

حقیقت این است که آنها ترسوهایی بودند که چون از کُشته شدن می‌ترسیدند، حفظ اسلام و ترویج آن را بهانه کردند. در حالیکه حفظ اسلام در آن زمان به جهاد و فداکاری و ریخته شدن خونشان بود.

ای منتظرانِ ظهور مهدی! آیا آماده‌ی هرگونه تلاش و فداکاری و جهاد هستید؟ بدانید حفظ اسلام در هر زمان وابسته به همراهی با ولی زمان است، پس باید ببینید ولی زمانتان چه می‌خواهد.

 

10ii

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • سه شنبه ۱۱ شهریور ۹۹

ساختِ قایقِ نجات با چوبِ پوسیده!

{توجیح المسائل کربلا - شماره 8}

 

بعضی وقتها توجیهات، مقدس می‌شود؛ بطوریکه حتی رنگ و بوی قرآن می‌گیرد؛ یعنی کارها با آیه‌های قرآن یا روایات توجیه می‌شوند.

به شخصی گفتند چرا نماز نمی‌خونی؟ گفت: تو قرآن نوشته لاتَقرَبوالصَّلاة (به نماز نزدیک نشوید) بهش میگی در ادامه‌ی همون آیه نوشته: لاتَقرُبوالصَّلاة و اَنتُم سُکاری (در حالِ مستی به نماز نزدیک نشوید. نساء/۴۳) میگه ما همین ابتدا رو رعایت کنیم، کلّی کار کردیم! اگرچه این یک طنز بود؛ اما چنین افرادی در واقعیت هم وجود دارند؛ اینان هر قسمت از دین را که با تمایلاتشان سازگار باشد، می‌پذیرند و بقیه را کنار می‌گذارند.

همانندِ همان کسانی که دستِ امامشان که می‌خواست آنها را وارد کشتی نجات کند، رد کردند، چون با امام بودن در آن زمان به نفعشان نبود؛ اما با مالی که به نامِ اسلام به جیب زده بودند قایق پوسیده‌شان را سروسامان دادند و سرانجام غرق شدند.

به عنوان مثال می‌گویند کارهای خوب، گناهان را پاک می‌کند؛ مثلاً نماز نمی‌خوانند ولی صدقه می‌دهند. (غافل از اینکه بعضی گناه‌ها آنقدر بزرگ‌اند که باعث نابودی همه چیز می‌شوند) بالاخره باید انتخاب کرد: چون در کرب و بلا بی‌طرفان بی‌شرفانند. تاریخ همان است حسینی و یزیدی.

اگر می‌خواهی در آخرالزمان اهلِ نجات باشی، باید دستَت در دستِ امام زمانت باشد.

 

8ii

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • يكشنبه ۹ شهریور ۹۹

فتوکپیِ اشتباهات دیگران یعنی...

{توجیح المسائل کربلا - شماره 3}

 

این که کار اشتباهَت را گردن جامعه بیندازی و بگویی «رسم جامعه اینطوره؛ سنّت خانوادگیه؛ الان اینطوری مُد شده و...»، خودش اشتباهی دیگر است. حتی اگر مانند حادثه کربلا ۳۰ هزار نفر کار اشتباهی انجام دهند، دلیل نمی‌شود که تو هم فقط به این خاطر که بی اراده هستی، آنها را همراهی ‌کنی.

اگر با توجیهاتی همانند خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت باش! یا چون همه رفتند و هیچ کس نمانده، من هم می‌روم، کارها به تایید می‌رسید، ما هم امروز باید دست از یاری امام زمان برمی‌داشتیم.

یکی از مهمترین کارها برای تعجیل در ظهور، گناه نکردن است، اما این روزها خوب و بدِ خیلی از کارها در جامعه جور دیگری اِلقا و تعیین شده و در واقع به سنّت و عُرف جامعه تبدیل شده است (درحالیکه آن کار از نظر اسلام شایسته نیست)؛ مانند سنّت‌های غلط در مورد ازدواج، مهریه و...

اگر دیگران کار بدی می‌کنند، تو مانند فردی بی اراده تقلید نکن! تو حقِ انتخاب داری؛ باور کن متفاوت بودن، بهتر از گناهکار بودن است. اگر نمی‌توانی شرایط را تغییر بدهی، لااقل برای اشتباه دیگران کف نزن!

ذغال سنگ و الماس هر دو از جنس کربن هستند، ولی الماس چون فشار بیشتری را تحمل کرده، تبدیل به سنگی با ارزش شده است.

 

3ii

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • سه شنبه ۴ شهریور ۹۹
امام صادق (علیه السلام) :
هر کس خوشحال می شود و دوست دارد که در شمار یاران حضرت مهدی باشد، باید سه ویژگی داشته باشد: منتظر بودن، با وَرَع بودن، اخلاق بزرگوارانه داشتن.
(ورع یعنی دوری از گناه، تقوا داشتن و دوری از مکروهات و شُبَهات)
طبقه بندی موضوعات
آرشیو مطالب
پیوندها