۳۵ مطلب با موضوع «مهدویت و ولایت فقیه» ثبت شده است

آزادی

{مهدویت و ولایت فقیه - شماره 25}

 

در پیام‌های قبلی در رابطه با این مسئله که آیا ولایت فقیه باعث سلب آزادی می‌شود یا نه، صحبت و با دلیل این ادعا را رد کردیم.

اما اکنون می‌خواهیم این موضوع را از منظر دیگری بررسی کنیم و به این موضوع که آزادی‌های مختلف در نظام ولایت فقیه به چه نحوی تفسیر می‌شوند، بپردازیم.

برخلاف حکومت‌های دیگر که آزادی در آن‌ها در بسیاری از مواقع بیشتر جنبه ظاهری دارد، در حکومت اسلامی و از دیدگاه اسلام، آزادی برای انسان‌ها موضوعی حیاتی و از اهداف مهم زندگی به حساب می‌آید. این‌گونه آزادی یعنی عزت نفس باید به گونه‌ای در مردم ایجاد شود که هیچ‌کس خود را بنده و زیردست احساس نکند. در واقع، مقصود و منظور از آزادی در اسلام، آزاد ساختن شخصیت و روح و آزادگی افراد از قید و بند ضعف است و این مدل از آزادی‌ست که جامعه را در مسیر پیشرفت، ترقی و تحول قرار می‌دهد.

قطعاً میان این مدل از آزادی [که به تبع آن آزادی‌های مختلف حقوقی و اجتماعی پدید می‌آید] با آزادی که از روی هوای نفس باشد، تفاوت‌هایی وجود دارد. بنابراین، حکومت مبتنی بر ولایت معصومین و جانشینان آن‌ها، علی‌الخصوص در زمان حکومت امام عصر، همواره به دنبال ایجاد و تحقق این‌گونه آزادی در میان جامعه است.*۱

[۱- مقاله رهیافت انقلاب اسلامی، شماره ۱۲، ص ۱۳۴]

 

25ae

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • شنبه ۲۹ مرداد ۰۱

عدالت قضایی

{مهدویت و ولایت فقیه - شماره 24}

 

حضرت علی در خطبۀ ۱۳۱ نهج‌البلاغه خطاب به مالک می‌فرمایند: «...تقام المعطله من حدودک.»*۱ [...و آن حدود که مقرر داشته‌ای، جاری شود]؛ و این‌گونه یکی از فلسفه‌های قبول حکومت را «اقامهٔ حدود و قوانین الهی» بیان می‌کنند که به تعطیلی کشیده شده است.

این یعنی همان عدالت قضایی که جلوه‌ای دیگر از عدالت است. عدالتی که حتی پیامبر اکرم در راستای نهادینه‌کردن آن، یعنی برابری افراد در مقابل قانون، در آخرین روزهای زندگیشان خود را برای قصاص توسط مردی عرب آماده می‌کنند.*۲

دنیای پُر از تبعیض امروز، تشنۀ چشیدن طعم چنین عدالتی است. عدالتی که جز با ظهور منجی محقق نمی‌شود. بی‌شک تنها کسی که می‌تواند دنیا را به سمت این چشمۀ گوارا رهبری کند، کسی است که افزون‌بر تسلط بر معارف الهی، توسط اولیای الهی به ما شناسانده شده باشد.

امروز، ولیّ فقیه تنها کسی است که می‌تواند مانند ناخدایی آگاه، کشتی طوفان‌زدۀ عصر غیبت را هدایت کند و آن را به ساحل نجات و مقصد ظهور برساند.

[1.  نهج‌البلاغه، خطبه ۱۳۱ ؛ 2. سفینةالبحار، ج ۱، ص۶]

 

24ae

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • شنبه ۱۵ مرداد ۰۱

عدالت اقتصادی

{مهدویت و ولایت فقیه - شماره 23}

 

اگر نگاهی گذرا به روایات موجود در زمینهٔ مهدویت داشته باشیم، به این نتیجه می‌رسیم که یکی از اصلی‌ترین اهداف ظهور امام مهدی، برپایی عدالت است. به عبارت دیگر در طول تاریخ، همواره بشارت به ظهور مقارن با بشارت به اجرای عدالت ذکر شده است.

یکی از موارد اصلی عدالت علاوه بر عدالت اجتماعی، عدالت اقتصادی است. همان‌طور که قبلاً نیز گفته شد، الهی بودن، اصلی‌ترین تفاوت در اهداف حکومت اسلامی و دیگر نظام‌های موجود است و بر همین اساس زمانی می‌توان گفت جامعه به عدالت اقتصادی رسیده است که منابع اقتصادی، بر اساس حق و حقوق افراد (حقوقی که منشاء الهی دارند و توسط خداوند تعیین شده است) به طور عادلانه در میان افراد جامعه تقسیم شود.

این امر زمانی محقق می‌شود که فردی در رأس امور باشد که به قرآن، روایات و کلام خداوند احاطه داشته باشد. در وهلهٔ نخست انبیا و ائمهٔ معصومین و در مرحلهٔ بعد یعنی دوران غیبت، ولیّ فقیه بهترین کسی است که می‌تواند این شرایط را در جامعه پیاده کند.*۱

[۱. مقاله اقتصاد اسلامی، سال۱۳۸۴، شماره ۱۷]

 

23ae

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • چهارشنبه ۵ مرداد ۰۱

عدالت اجتماعی

{مهدویت و ولایت فقیه - شماره 22}

 

از ابتدای خلقت تا به امروز، اندیشمندان تعابیر مختلفی برای عدالت در نظر گرفته‌اند و هر کدام عدالت را به گونه‌ای تعریف کرده‌اند.

اما عدالت در مبحث ولایت فقیه، مسئله‌ایست که می‌توان از آن با عنوان «عدالت اجتماعی» یاد کرد. شاید در ابتدا معنای محدودی از این عبارت برداشت شود اما بعد از دقت و تأمل می‌توانیم به معنای وسیعی برسیم که در محدودۀ مسائل اقتصادی اجتماع و جامعه خلاصه نشود بلکه همۀ ابعاد موجود در جامعه و همۀ ارتباطات میان انسان‌ها‌ و حتی میان انسان و دیگر موجودات را نیز در برگیرد.

خلاصهٔ کلام این که، عدالت اجتماعی به معنای وسیع آن، اصلاح روابط انسان در همۀ ابعاد، میان انسان با خود، اجتماع و حتی خالق است.

با توجه به این مطلب، چیزی که مشخص است این است که قطعاً افرادی می‌توانند این سطح از عدالت را در جامعه پیاده کنند که شناخت صحیحی از معارف قرآن و دستورات خداوند داشته باشند.

در وهلهٔ اول، قطعاً انبیا و ائمهٔ معصومین بیشترین شایستگی را برای اجرای این ‌گونه عدالت دارند و در اوضاع فعلی که از وجود ولیّ معصوم محروم هستیم و امام زمان در غیبت به‌سر می‌برند، ولیّ فقیه جامع‌الشرایط تنها کسی است که می‌تواند با اجرای این عدالت، جامعه را در مسیر پیشرفت قرار دهد.*۱

[۱- پیشینه و دلایل ولایت فقیه، ج ۴، ص ۳۲۳]

 

22ae

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • دوشنبه ۲۷ تیر ۰۱

اهداف حکومت‌ها

{مهدویت و ولایت فقیه - شماره 21}

 

نظام‌های سیاسی مختلف، افزون بر تأمین امنیت و برقراری نظم، اهداف متفاوتی را برای حکومت بیان می‌کنند. برخی عدالت اقتصادی، برخی توسعهٔ سیاسی و بعضی نیز توسعهٔ اقتصادی و موارد مختلف دیگری را پیشنهاد می‌دهند.

اما می‌توان گفت، مشخصهٔ مهم تمام این نظام‌ها محدود کردن وظیفهٔ حاکمیت در تأمین نیازهای اولیه انسان نظیر مسکن، غذا، بهداشت و تأمین حقوق مادی شهروندان است و غالباً رسیدگی به امور اخلاقی، معنوی و دینی را خارج از اهداف حکومت بیان می‌کنند.

در مقابل، دین مبین اسلام همیشه علاوه بر بیان این اهداف، این موارد را اهدافی میان‌رده می‌داند که در صورت تحقق آن‌ها، جامعه در جهت رسیدن به هدف اصلی خود که نزدیکی به خدا و کامل‌شدن است، حرکت خواهد کرد.

به طور خلاصه، افزون بر اهداف دنیوی و برقراری عدالت و توسعه در حوزه‌های مختلف، سعادت ابدی و تأمین نیازهای معنوی مانند نیازهای مادی، در حوزهٔ آرمان‌های حکومت اسلامی قرار دارد و در شرایط فعلی که در دوران غیبت ولیّ معصوم قرار داریم، نظام مبتنی بر ولایت فقیه می‌تواند انسان را به این هدف نهایی برساند.*۱

در ادامه به ذکر برخی از اهداف حکومت اسلامی خواهیم پرداخت.

[۱- مقاله رهیافت انقلاب اسلامی، شماره ۱۲، ص ۱۲۵]

 

21ae

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • پنجشنبه ۱۶ تیر ۰۱

مردم‌سالاری دینی

{مهدویت و ولایت فقیه - شماره 20}

 

مردم‌سالاری دینی بحثی است که نخستین بار، تنها در نظام ولایت فقیه به آن پرداخته شده است. این واژه در بستر مبانی سیاسی اسلام به وجود آمده و برگرفته از آموزه‌های ناب اسلامی است تا افزون‌بر دفاع از حقوق مردم در امور مختلف جامعه، مبانی احکام اسلامی نیز به صورت کامل رعایت شود.

نکته‌ای که باید در اینجا به آن توجه کرد این است که هر چند مشروعیت حکومت دینی (اعم از حکومت پیامبر و امام و جانشینان آن‌ها یعنی نواب خاص و عام) از جانب خداوند است، مقبولیت آن وابسته به اطاعت و همراهی مردم از ولی‌ّ است و کمک و همدلی مردم، در عینیّت بخشیدن به حکومت، حتی حکومت پیامبر نیز مؤثر است.

نکتهٔ دیگر این است که ادعای اینکه ولایت فقیه با مردم‌سالاری ناسازگار است، ادعایی باطل و نادرست است. باید توجه کرد که مقصود از مردم‌سالاری، جعل قوانین بدون در نظر گرفتن موازین شرعی و صرفاً بر اساس خواست و نظر مردم در همه زمینه‌ها نیست، زیرا این شکل از مردم‌سالاری، قطعاً مورد پذیرش اسلام نیست.

اما آن مردم‌سالاری دینی که حضور و مشارکت مردم و تلاش و کمک آن‌ها موجب شود تا قوانین و ارزش‌های حاکم بر جامعه، بر مبنای فقه و اخلاق اسلامی شکل بگیرد و نظامی دینی و اسلامی تحقق پیدا کند، تعارضی با ولایت فقیه نخواهد داشت.*۱

[۱- پرسش‌ها و پاسخ‌ها، استاد مصباح یزدی، ج‌۱، ص ۲۵]

 

20ae

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • دوشنبه ۶ تیر ۰۱

جایگاه مردم در نظام ولایت فقیه

{مهدویت و ولایت فقیه - شماره 19}

 

مردم به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین ارکان حکومت‌ها، نقشی اساسی در تشکیل نظام سیاسی بازی می‌کنند. اسلام نیز از این قاعده مستثنا نیست.

در طول تاریخِ اسلام نیز بارها شاهد بوده‌ایم که گاهی حرکت‌های آغاز‌شده از سوی معصومین به علّت همراهی‌نکردنِ مردم به سرانجام نرسیده است.

پس حضور مردم در صحنه برای هر نظام سیاسی، امری بسیار مهم و اساسی است و اختلاف موجود در این نظام‌ها، به چگونگیِ حضور و جایگاه مردم مربوط می‌شود.

در نظام ولایت فقیه که شخص ولیّ فقیه با ویژگی‌های ذکر‌شده از سوی ائمهٔ معصومین، معیّن می‌شود، مردم نقش اصلی و کلیدی در تحقق حکومت ولایی خواهند داشت، چراکه بدون استقبال و خواست مردم و مشارکت همه‌جانبهٔ آن‌ها حکومت تحقق پیدا نمی‌کند.

افزون‌بر موارد گفته شده، در نظام ولایت فقیه مردم نه تنها با انتخاب افراد در حوزه‌های مختلف، تأثیری مستقیم و غیرمستقیم در تصمیمات کلّی نظام دارند، بلکه می‌توانند با نظارت بر بخش‌های مختلف، تاثیر بسزایی در نحوهٔ صحیح حکومت‌داری حکمرانان داشته باشند*۱

[۱-مقاله حکومت اسلامی۱۳۸۰،ش۱۹]

 

19ae

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • دوشنبه ۲۳ خرداد ۰۱

دموکراسی و ولایت فقیه

{مهدویت و ولایت فقیه - شماره 18}

 

اگر بگوییم به تعداد نظام‌های سیاسی موجود، تعریف برای کلمهٔ دموکراسی پیدا می‌شود، اشتباه نگفته‌ایم. دموکراسی واژه‌ای است که شاید در هر گوشهٔ دنیا به‌طور خاصی معنا شده باشد.

حال سوال اینجاست که آیا دموکراسی در نظام ولایت فقیه جایگاهی دارد یا در این نظام، صرفاً ولیّ فقیه تصمیم‌گیرنده است و مردم جایگاهی در تصمیمات ندارند؟

شاید یکی از علت‌هایی که باعث می‌شود چنین شبهاتی مطرح شود این است که ما تصور می‌کنیم دموکراسی مدل ثابت و معینی دارد و نظام‌های سیاسیِ دیگر را با آن مدل می‌سنجیم. همچنین شاید تصور می‌کنیم آن مدلِ ثابت، صرفاً همان دموکراسیِ تعریف‌شده در غرب و توسط غرب است.

در حالی که همان‌طور که در ابتدا گفتیم، در دنیا تعاریف مختلفی برای دموکراسی وجود دارد. پس تنها مدل صحیح دموکراسی، نمونهٔ ارائه‌شدهٔ کشورهای غربی نیست. اتفاقاً دموکراسی غربی با بعضی از اصول و احکام دین مبین اسلام سازگاری ندارد.

چیزی که مشخص است، این است که مردم به‌عنوان یکی از ارکان حکومت‌ها، جایگاهی مهم در نظام سیاسی کشورها دارند. اسلام نیز بر همین اساس با مطرح کردن رابطه‌ای نوین بین مردم و حکومت، اهمیت زیادی برای این مسئله قائل شده است؛ طوری که هم نظر مردم لحاظ گردد و هم بهترین روش حکومتی موافق با احکام اسلام در جامعه پیاده شود.

 

18ae

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • شنبه ۱۴ خرداد ۰۱

ولایت فقیه یا دیکتاتوری؟

{مهدویت و ولایت فقیه - شماره 17}

 

یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های حکومت‌های استبدادی، فرا‌قانونی بودنِ دامنهٔ قدرت و نبود نظارت بر آن‌هاست. برای فهمیدن این ادعا که آیا نظام ولایت فقیه نیز به شیوهٔ دیکتاتوری اداره می‌شود یا نه، کافیست ببینیم آیا ویژگی حکومت دیکتاتوری در شیوهٔ حکومت‌داری ولایت فقیه نیز وجود دارد یا خیر؟

با وجود اینکه ولایتِ فقیه جامع‌الشرایط به صورت مطلق است، اما مطلق بودن به معناى بى‌قید و شرط بودن اِعمال قدرت نیست بلکه بدین معناست که اختیارات او، محدود به حوزه‌اى خاص از مسائل اجتماعى نمی‌شود و همهٔ آنچه را که یک حکومت با آن درگیر است، در بر مى‌گیرد.

اما اِعمال قدرت در هر حوزه‌ای، باید بر اساس موازین اسلام و قانون باشد. همچنین خودِ قوانین اسلامی به منزلهٔ چهارچوب و ناظری بر اَعمال ولیّ فقیه است و ولیّ فقیه نیز خود را ملزم به اجرای احکام و قوانین اسلام می‌داند.

در نظام ولایت فقیه، جایگاه ولیّ فقیه تفاوتی با بقیهٔ مردم ندارد و همه در برابر قوانین الهی یکسان هستند. همچنین ولیّ فقیه تنها تا زمانی که شرایط ولایت را داشته باشد، در این جایگاه قرار دارد، در حالی که هیچ‌کدام از این موارد در حکومت‌های استبدادی رعایت نمی‌شود. پس قطعاً ولایت فقیه مبتنی بر نظام استبدادی نیست، بلکه در مقابل آن و مانع شکل‌گیری حاکمیت دیکتاتوری است.

 

17ae

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • سه شنبه ۳ خرداد ۰۱

سلب آزادی

{مهدویت و ولایت فقیه - شماره 16}

 

مسئلهٔ آزادی، از اولین مسائلی که انسان همیشه به دنبال آن بوده و هست و هنوز نیز به تعریف درستی در موردِ آن نرسیده است. آزادی موضوعی است که همیشه تفسیرهای مختلفی دربارهٔ آن وجود دارد و هر شخص و گروهی بر اساس اهداف و مقاصد خود در مورد آن نظر می‌دهد. اگر آزادی درست معنا شود، به تبع آن، بسیاری از موضوعات حل و فصل می‌شود.

مشکل اینجاست که بسیاری از انسان‌ها هر نوع محدودیتی را به عنوان سلب آزادی در نظر می‌گیرند. با چنین دیدگاهی قطعاً آزادی با مسائل بسیاری جور در‌نمی‌آید. مسئلهٔ ولایت فقیه یکی از مواردی است که بسیاری از آن به عنوان عامل سلب آزادی یاد می‌کنند.

البته طبیعی است که جوامع غربی که آزادی را در ولنگاری و بی‌بند و باری می‌دانند، محدودیت‌های دنیوی برخی از قوانین و تعالیم دینیِ مناسب رشد و تعالی روح انسان را به عنوان عوامل سلب آزادی مطرح ‌کنند اما نظر اسلام در مورد آزادی متفاوت است.

در اسلام، آزادی چیزی جز برداشتن موانع مسیر پیشرفت جامعه نیست. به همین علت، می‌توان گفت ولایت فقیه به‌عنوان وسیله‌ای برای رساندن انسان به ولایت امام معصوم سلب آزادی نیست و محدودیت‌هایی که در این زمینه برای انسان ایجاد می‌شود، به نفع جامعهٔ بشری و زمینه‌ساز رسیدن او به آزادی حقیقی است.

 

16ae

 

منبع : کانال مهدیاران (Mahdiaran@)

  • پنجشنبه ۲۲ ارديبهشت ۰۱
امام صادق (علیه السلام) :
هر کس خوشحال می شود و دوست دارد که در شمار یاران حضرت مهدی باشد، باید سه ویژگی داشته باشد: منتظر بودن، با وَرَع بودن، اخلاق بزرگوارانه داشتن.
(ورع یعنی دوری از گناه، تقوا داشتن و دوری از مکروهات و شُبَهات)
طبقه بندی موضوعات
آرشیو مطالب